اثر اقطاع رفاق بنا بر قول به جواز آن ثبوت صرف حق اولويّت براى « مقطع له » است ، نه ملكيّت . فايدهء آن ، عدم جواز استفادهء ديگرى از مكان اقطاعى است ؛ هر چند « مقطع له » به طور موقّت ، آن جا را ترك كرده باشد . « 12 »
اقطع
اقطع : بريده دست يا پا .
از آن در بابهاى طهارت ، حج ، كفّارات ، قصاص و ديات بحث شده است .
طهارت : اگر دست كسى از زير آرنج قطع شده باشد ، شستن باقى ماندهء آن از آرنج در وضو بر او واجب است و چنانچه از آرنج يا بالاتر از آن قطع شده باشد ، وجوب ساقط است . « 1 » اگر مقدارى از موضع مسح پا قطع شده باشد ، مسح باقى مانده واجب است و چنانچه از كعب ( برآمدگى روى پا به قول مشهور ) بريده باشد ، وجوب مسح ساقط است ، امّا وضو ساقط نمىشود « 2 » ( - - ) وضو ) . كسى كه يكى از دو كف وى يا بعض آن قطع شده باشد ، بايد با دست ديگر يا باقى ماندهء از آن دست ، تيمّم ( - - ) تيمّم ) كند ، و در صورت بريده بودن هر دو كف ، هرچند وجوب مسح بر دستان ساقط مىشود ، ولى وجوب تيمّم باقى است . چنين شخصى براى تيمّم ، بايد پيشانى خود را بر آنچه تيمّم بر آن صحيح است ، بكشد . « 3 »
حج : مستحب است كسى كه دستش قطع شده با موضع قطع شده حجر الاسود را استلام ( - - ) استلام ) كند . « 4 »
كفّارات : آزاد كردن بردهاى كه هر دو پايش قطع شده است ، در كفّاره كفايت نمىكند « 5 » ( - - ) كفّاره ) .
هامش
( 12 ) تذكرة الفقهاء ( ق ) 2 / 412 .
( 1 ) جواهر الكلام 2 / 163 - 165 .
( 2 ) 230 - 231 .
( 3 ) 5 / 218 - 220 .
( 4 ) 19 / 345 .
( 5 ) 33 / 205 .