براى مسلمان صحيح نيست ؛ زيرا وى از نظر شرع مالك آن نمىشود . « 20 » اقرار براى جنين در رحم صحيح است و پس از زنده به دنيا آمدن ، آنچه را كه براى او اقرار شده است ، مالك مىشود . « 21 »
4 . مقرّبه : مقرّبه ( حق مورد اقرار ) يا حق اللّه است و يا حق الناس ( - - ) حق ) .
در قسم دوم شرط است كه از چيزهايى باشد كه مقرّله در صورت راستگو بودن مقرّ ، بتواند او را به دادن آن وادار نمايد - خواه دين باشد يا عين خارجى و خواه حق باشد مانند حق خيار و شفعه - و گرنه ، اقرار مؤثّر نيست مانند اقرار به قيمت شراب يا خوك براى مسلمان « 22 » كه در اين صورت ، مقرّله نمىتواند مقرّ را به پرداخت مقرّبه وادار نمايد .
اگر مقرّبه حق الناس باشد ، يك بار اقرار كافى است ، امّا در مواردى كه مقرّبه حق اللّه است جز در ارتداد ( - - ) ارتداد ) و محاربه « 23 » ( - - ) محاربه ) و نيز تعزيرات « 24 » ( - - ) تعزير ) كه در كافى بودن يك بار يا لزوم دوبار اقرار اختلاف است ، در ساير حدود مانند زنا « 25 » ( - - ) زنا ) ، لواط « 26 » ( - - ) لواط ) و سرقت « 27 » ( - - ) دزدى ) تعدّد اقرار در ثبوت مقرّبه شرط است .
اقرار به چيز مبهم مانند اين كه بگويد :
« بر عهدهء من مالى براى او است » صحيح است ، امّا حاكم ، مقرّ را به تفسير آن وادار مىكند و در صورت خوددارى ، به قول مشهور ، زندانى مىشود « 28 » ؛ همچنين نسب ( - - ) نسب ) با اقرار ثابت مىشود كه به آن استلحاق گفته مىشود « 29 » ( - - ) استلحاق ) . اقرار شخص عاقل بالغ به بردگى خود در صورتى كه به حريّت مشهور و نسب او معلوم نباشد ، پذيرفته است « 30 » . اگر مرد و زنى به همسرى يكديگر اقرار نمايند ، به زوجيّت آن دو حكم مىشود و از هم ارث مىبرند . « 31 » اقرار به رضاع ( - - ) رضاع ) نيز پذيرفته است مانند اين كه بگويد : « اين زن خواهر رضاعى من است » كه در صورت امكان وقوع آن ، ازدواج مقرّ با او حرام است . « 32 »
هامش
( 20 ) مهذّب الاحكام 21 / 235 .
( 21 ) جواهر الكلام 35 / 122 - 124 .
( 22 ) منهاج الصالحين ( خويى ) 2 / 196 .
( 23 ) جواهر الكلام 41 / 571 و مهذّب الاحكام 28 / 123 و 142 .
( 24 ) جواهر الكلام 41 / 447 و فقه الصادق 25 / 547 - 548 .
( 25 ) جواهر الكلام 41 / 279 .
( 26 ) 376 .
( 27 ) 521 .
( 28 ) 35 / 32 - 33 .
( 29 ) 153 .
( 30 ) 24 / 149 .
( 31 ) 29 / 152 .
( 32 ) 336 .