بخش دوم ، عامل ، حق خاصى پيدا مىكند كه ديگران نمىتوانند در انتفاع ، مزاحم او گردند « 12 » ( - - ) آبهاى عمومى ) .
4 . ساير ثروتها : ساير ثروتهاى طبيعى ، از مباحات اصلى ( - - ) مباحات اصلى ) به شمار مىروند و هر كس با كار مناسب روى آنها حق استفاده و تملّك پيدا مىكند ؛ اعم از آنچه كه از درياها و رودخانهها به دست مىآيد مانند مرواريد ، مرجان و ماهى يا آنچه در هوا و زمين زندگى مىكند مانند پرندگان ، حيوانات و گياهان ، و يا انرژىهاى موجود در طبيعت همچون نيروى الكتريسيته كه با ابزار و انجام عمليّاتى قابل انتقال و بهره بردارى است .
توزيع منابع طبيعى در هر چهار گروه ، بر اساس يكى از مالكيتهاى فردى ، عمومى و دولتى صورت مىگيرد .
درآمدهاى حاصل از منابع طبيعى : درآمدهاى حاصل از منابع طبيعى در صورتى كه آن منابع ملك ديگرى نباشد ، ملك كسى است كه آن را تحصيل نموده است ؛ حتى اگر ابزار به كار رفته براى به دست آوردن اين درآمدها از آن ديگرى باشد ، صاحب ابزار از درآمد سهمى نمى برد و تنها استحقاق اجرت به كارگيرى آن ابزار را از به كار گيرنده دارد . « 13 »
در اين كه در مالكيّت اين نوع ثروت ، مباشرت مالك شرط است يا نه ، اختلاف است . بنا بر شرط بودن ، كسى مالك است كه ثروت را فراهم آورده است .
براى مثال ، گردآورندهء هيزم از جنگل ، مالك است و اگر كسى ديگرى را براى اين كار اجير يا وكيل كند ، هيزم جمع آورى شده ، ملك اجير يا وكيل خواهد بود ، نه مستأجر يا موكّل .
البته اختلاف ياد شده در فرضى است كه درآمد از منبع طبيعى باشد و چنانچه اصل مادّه از آن ديگرى باشد درآمد نيز از آن اوست مانند آن كه كسى بذر فردى ديگر را در زمين بكارد كه در اين صورت ، محصول به دست آمده از آن صاحب بذر است نه كشت كنندهء آن . « 14 »
چگونگى پرداخت اجرت عوامل توليد : اجرت عامل توليد در قالب عقود ذيل پرداخت مىشود :
هامش
( 12 ) 495 - 498 .
( 13 ) 559 .
( 14 ) 560 - 566 .