از سوى ديگرى مانند مالك يا شارع يا كسى كه حق اذن دادن دارد مأذون باشد ( - - ) اذن ) .
اعتراف - اقرار
اعتزال
اعتزال : كنارهگيرى .
اعتزال با اضافه به زن در فقه به كار رفته است كه مراد از آن ، گاه خصوص عدم آميزش با زن است و گاه علاوه بر آن ، جدا كردن رختخواب و محل خواب نيز اراده مىگردد و از آن در باب طهارت ، نكاح و طلاق سخن رفته است .
اعتزال واجب : اعتزال در ايّام حيض « 1 » ( - - ) حيض ) و نفاس « 2 » ( - - ) نفاس ) و استظهار ( - - ) استظهار ) بر خلاف ايّام استحاضه ( - - ) استحاضه ) واجب است ، ليكن مقصود از اعتزال در اين ايّام ، پرهيز از آميزش در قبل است . « 3 » در اين ايّام ، لذّتهاى ديگر جايز مىباشد امّا در مورد آميزش در دبر اختلاف است . « 4 »
براى صحّت طلاق زنى كه قبل از يائسگى بر اثر مرض و غير آن حيض نمىبيند ( - - ) مسترابه ) ، سه ماه اعتزال از زمان آخرين آميزش واجب است و گرنه ، طلاق او صحيح نيست « 5 » ( - - ) آميزش ) .
اعتزال جايز : اگر شوهر از همسرش نشانههاى نشوز ( - - ) نشوز ) ببيند ، كنارهگيرى از او به معناى پشت كردن به او جايز است . برخى فقها جدا كردن رختخواب را نيز جايز دانستهاند . « 6 »
طلاق كنيزى كه به دست صاحبش به ازدواج بردهء او درآمده ، در اختيار صاحب آن دو است و اگر وى ، هر دو يا يكى از آن دو را به اعتزال امر كند ، حكم طلاق را خواهد داشت . « 7 »
هامش
( 1 ) مهذّب الاحكام 3 / 327 .
( 2 ) مستمسك العروة 3 / 322 .
( 3 ) مختلف الشيعة 1 / 346 - 348 .
( 4 ) العروة الوثقى 1 / 339 و مستمسك العروة 3 / 320 .
( 5 ) مهذّب الاحكام 26 / 24 .
( 6 ) جواهر الكلام 31 / 201 .
( 7 ) 30 / 280 .