حتى به ازاى پرداخت قيمت آن ، مضطر مىتواند به زور متوسل شود . در صورت غايب بودن مالك ، مضطر مىتواند از طعام بخورد ، ليكن ضامن قيمت آن است . « 19 »
7 . كشتن ديگرى : اضطرار به كشتن ديگرى بنابر قول مشهور حتى در صورت توقّف حفظ جان بر آن ، مجوّز كشتن نمىشود « 20 » ، مگر در اين موارد :
يك - كسى كه جانش محترم نيست مانند كافر حربى ( - - ) اهل حرب ) و مرتدّ فطرى « 21 » ( - - ) مرتدّ فطرى ) .
دو - متجاوزى كه فرد مدافع در مقام دفاع ناگزير از كشتن او گردد « 22 » ( - - ) دفاع ) .
سه - كفّار در جنگ با مسلمانان ، زنان و كودكان يا حتى مسلمانان اسير را سپر خويش قرار دهند و پيروزى بر كفّار متوقّف بر كشتن آنان باشد . « 23 »
اضمار
اضمار : تقدير گرفتن چيزى در كلام / حذف نام معصوم عليه السّلام از سند حديث و جايگزين كردن ضمير غايب ( - - ) خبر مضمر ) .
از اضمار به معناى نخست در اصول فقه بحث شده است .
اصل در كلام عدم اضمار [ - عدم تقدير ] است و تقدير گرفتن چيزى در كلام بدون قرينه خلاف ظاهر مىباشد ؛ بنابراين در دوران امر بين اضمار يا حمل بر معناى حقيقى ، حقيقت مقدّم است و اضمار تنها در صورت وجود قرينه ، صحيح مىباشد . « 1 »
هامش
( 19 ) 437 - 438 .
( 20 ) مبانى تكملة المنهاج 2 / 13 و مصباح الفقاهة 1 / 454 .
( 21 ) مسالك الافهام 12 / 125 .
( 22 ) جواهر الكلام 41 / 651 .
( 23 ) 21 / 73 - 75 .
1 كفاية الاصول 1 / 20 .