لفظ در معنايى ، علامت حقيقت و عدم اطّراد در آن معنا ، علامت مجاز است .
البته بسيارى به اين دليل كه اطّراد به معناى حقيقى اختصاص ندارد و اين كه علامتى ظنّى است و دليلى بر حجيّت آن نيست ، اين مطلب را نپذيرفتهاند . « 1 »
اطراف
اطراف ( جمع طرف ) : نهايت چيزى / اعضاى بدن .
از مفهوم نخست در بابهاى طهارت ، صلات و جهاد سخن گفته شده است .
در وضو ، شستن دست از آرنج تا اطراف انگشتان « 1 » و مسح پاها از اطراف انگشتان تا برآمدگى روى پا يا مفصل « 2 » بنابر اختلاف در مسأله ، واجب است .
در مقدار خم شدن در ركوع به اندازهء رسيدن كف دست يا كفايت رسيدن اطراف انگشتان به زانو ، اختلاف است . « 3 »
نگهبانى از اطراف و مرزهاى بلاد اسلامى ( رباط ) ، مستحب است « 4 » ( - - ) مرزبانى ) ؛ چنان كه حفظ اطراف مملكت اسلامى از تعرّض كفّار با استقرار و تمركز نيروى لازم در مرزها ، از وظايف حاكم اسلامى است . « 5 »
از مفهوم دوم در بابهاى قصاص و ديات سخن رفته است .
عنوان طرف در بحث قصاص طرف ( - - ) قصاص طرف ) و ديهء آن ، همهء اعضا و اجزاى بدن آدمى جز جان او را در بر مىگيرد و اختصاص به اطراف معروف يعنى دست ، پا و سر ندارد . « 6 »
اطراق
اطراق : فرو افكندن سر / در اختيار گذاردن حيوان براى جفتگيرى .
از اطراق به مفهوم نخست در باب صلات سخن گفته شده است .
مشهور ميان فقيهان ، جواز اطراق در نماز در حال قيام است . « 1 »
مفهوم دوم در باب تجارت و عاريه مطرح شده است .
هامش
( 1 ) فرائد الاصول 1 / 173 ؛ كفاية الاصول / 20 و اصول الفقه 1 / 24 - 25 .
1 جواهر الكلام 2 / 160 .
2 210 .
3 10 / 70 - 73 .
4 الروضة البهية 2 / 385 .
5 جواهر الكلام 21 / 51 .
6 الروضة البهية 10 / 76 .
1 مستند العروة ( الصلاة ) 3 / 215 و العروة الوثقى 1 / 635 .