انكار هر يك از اصول دين موجب كفر مىگردد ؛ خواه از روى عناد و لجاجت باشد يا به جهت شبههاى كه برايش پديد آمده است . « 2 » تقيّه ( - - ) تقيّه ) در اصول دين براى حفظ جان ، مشروع است . « 3 »
اصول فقه
اصول فقه : علم به قواعد و ادلّهء مورد استفاده براى استنباط احكام شرعى فرعى .
اصول فقه ، علمى است كه در آن از قواعدى بحث مىشود كه نتيجهء آنها در استنباط حكم شرعى مورد استفادهء مجتهد قرار مىگيرد . از اين رو ، علم اصول فقه نسبت به علم فقه ، علمى ابزارى است كه فقيه به وسيلهء آن مىتواند احكام شرعى فرعى را از منابع آنها يعنى كتاب ، سنّت ، اجماع و عقل استنباط كند .
استنباط هر حكم شرعى اعم از تكليفى و وضعى از منابع چهارگانهء فقه ، نيازمند يك يا چند مسأله و قاعدهء اصولى است .
براى مثال ، استنباط حكم وجوب نماز از آيهء
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ »
به دو قاعدهء اصولى « صيغهء امر « أقيموا » ظهور در وجوب دارد » و « ظواهر قرآن حجّت است » وابسته است . « 1 »
در اين كه علم اصول فقه داراى موضوع خاصى است يا نه ، اختلاف است . آنان كه معتقدند علم اصول داراى موضوع خاصى است ، در اين كه آن موضوع چيست نيز اختلاف دارند .
برخى ، منابع چهارگانه فقه را با وصف حجيّت و دليليّت و برخى آنها را بدون اين وصف ، موضوع علم اصول مىدانند .
عدّهاى نيز معتقدند علم اصول از موضوع خاصى بحث نمىكند . از اين رو ، به منابع چهارگانه اختصاص ندارد ، بلكه هر آنچه صلاحيّت اين را داشته باشد كه به عنوان دليل براى استنباط احكام شرعى قرار گيرد ، موضوع علم اصول است . « 2 »
متقدمان ، مباحث علم اصول را به دو بخش الفاظ و غير الفاظ ، و برخى متأخّران ، به چهار بخش الفاظ ، ملازمات عقلى ، حجّت و اصول عملى تقسيم كردهاند . در تقسيمبندى دوم ، در بخش الفاظ ، از
هامش
( 2 ) كتاب الطهارة ( شيخ انصارى ) ( ق ) 2 / 355 .
( 3 ) حاشية مجمع الفائدة / 730 .
1 اصول الفقه 1 / 5 .
2 6 و 2 / 10 - 11 .