صاحبان اصول شود يا خير ؟ برخى به اين پرسش ، پاسخ مثبت و برخى پاسخ منفى دادهاند . البته صاحب اصل بودن دليل صحّت مذهب و عقيدهء وى نمىباشد ؛ چنانكه برخى از اينان ، واقفى ( - - ) واقفيّه ) يا فطحى ( - - ) فطحيّه ) مذهب و از مكتب اهل بيت عليهم السّلام منحرف بودهاند . « 10 »
اصول دين
اصول دين : پايههاى اعتقادى دين .
عنوان اصول دين - در مقابل فروع دين - اصطلاحى كلامى است و به اركان اعتقادى - كه اساس دين را تشكيل مىدهند و مسلمانى بدون اقرار به آنها تحقّق نمىيابد و انكار هر يك از آنها موجب كفر مىشود - اطلاق مىگردد .
در تعداد اصول دين ميان متكلّمان اماميّه اختلاف نظر وجود دارد . مشهور ، آن را شامل سه اصل مىدانند : توحيد ( اقرار به يگانگى خداوند متعال و نفى هرگونه شرك ) ، نبوّت ( اقرار به پيامبرى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آنچه از سوى خدا آورده است ) و معاد ( اعتقاد به زندگى جاودانهء سراى ديگر ) .
امّا عدل ( اعتقاد به عدالت خداوند و نفى هرگونه ظلم از او ) و امامت ( اقرار به امامت و ولايت دوازده پيشواى معصوم عليهم السّلام ) جزء اصول مذهب شيعهء امامى است . از اين عنوان در باب اجتهاد و تقليد و طهارت ، سخن رفته است .
در اصول دين تقليد جايز نيست و تحصيل علم و يقين به آن بر هر مكلّفى واجب - به وجوب عقلى نه شرعى - است .
حصول يقين از غير راه استدلال و برهان عقلى نيز كفايت مىكند ، هر چند قول به وجوب تحصيل علم و يقين استدلالى به برخى نسبت داده شده است . « 1 »
هامش
( 10 ) الذريعة 2 / 134 و دائرة المعارف بزرگ اسلامى 9 / 220 .
1 مستمسك العروة 1 / 103 - 104 و التنقيح ( الاجتهاد و التقليد ) / 411 .