بيش از چهارصد اصل بوده است ، ليكن از ميان آنها ، اصولى را كه اماميّه بر اعتبار و صحّت آنها و نيز عمل بدانها ، اتّفاق داشتهاند ، چهارصد اصل بوده است . « 5 »
كتاب و اصل : در آثار اماميّه ، مقابل اصل ، كتاب و مصنّف است . براى مثال ، گاه در كتب رجالى در وصف راوى گفته مىشود : « له كتاب و له اصل » ( براى او كتابى و اصلى است ) . در تفاوت كتاب با اصل چند قول است كه به مهمترين آنها اشاره مىشود :
1 . راوى در اصل ، احاديثى را كه از معصوم يا راوى ايشان شنيده است ، گردآورى كرده است ، امّا احاديث معتبر موجود در كتاب و مصنّف ، غالبا از اصل گرفته شده است . « 6 »
2 . اصل ، مجموعهء وثيقى است كه احاديث آن از كتاب ديگرى گرفته نشده است . « 7 »
3 . اصل ، مجموعهاى است كه احاديث آن بدون واسطه از معصوم گرفته شده ، ولى كتاب مجموعهاى است كه احاديث آن از اصل اخذ شده است . « 8 »
سرنوشت اصول : از ويژگىهاى اصول چنان كه شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز بدان تصريح كرده ترتيب نداشتن احاديث آنها بوده است ؛ زيرا چنان كه گفته شد ، بيشتر اصول در محضر امامان و در پاسخ پرسشهاى گوناگون مطرح شده ، نگاشته مىشدند . اين كاستى موجب شد تا با رواج يافتن كتب حديثى داراى ترتيب و تبويب ، اصول به تدريج از رونق بيفتند و با راه يافتن احاديثشان به مجموعههايى همچون كافى ، من لا يحضره الفقيه ، تهذيب و استبصار ، عملا اين مجموعهها به عنوان جايگزين اصول اربعمائه شناخته شوند .
بيشتر اصول تا زمان محمد بن ادريس حلّى ( م 664 ه . ق ) به صورت اوّليهء خود باقى بودهاند . وى در پايان سرائر ، احاديثى از آنها را با عنوان مستطرفات سرائر نقل كردهاست . « 9 »
اين پرسش در علم درايه مطرح است كه آيا عنوان صاحب اصل بودن كه در كتب رجالى آمده است ، دليل مدح او مىباشد تا در نتيجه حكم به وثاقت
هامش
( 5 ) ذكرى الشيعة 1 / 58 - 59 و الحدائق الناضرة 1 / 17 - 21 .
( 6 ) مقباس الهداية 3 / 27 .
( 7 ) الفوائد الرجالية 2 / 367 و مقباس الهداية 3 / 26 .
( 8 ) مقباس الهداية 3 / 26 .
( 9 ) الذريعة 2 / 134 و دائرة المعارف بزرگ اسلامى 9 / 220 .