پانزده سال ، در زنده بودن وى شك مىكند . حال اگر به زنده بودن او يقين پيدا كرد يا فردى مورد اطمينان از زنده بودن او خبر داد ، لوازم حيات آن شخص از جمله بلوغ او اثبات مىگردد . بنابراين ، اگر آن فرد نذر كرده كه براى او پس از بلوغ ، مقدارى صدقه بدهد ، بايد صدقه را بپردازد ، امّا اگر حيات آن شخص با اصل عملى مانند استصحاب زنده بودن وى محرز گردد ( - - ) استصحاب ) ، در ميان اصوليان اختلاف است كه با اجراى اصل عملى ، تنها ، موضوع آن يعنى حيات وى ، اثبات و آثار شرعى آن از قبيل باقى ماندن علقهء زوجيّت ، حرمت تقسيم اموال او و وجوب انفاق از مال وى بر همسرش ، مترتّب مىگردد يا لوازم موضوع مانند بلوغ نيز اثبات مىشود و لوازم شرعىاش ، بر آن مترتّب مىگردد .
بيشتر اصوليان ، اصل مثبت را حجّت ندانستهاند و از جمله تفاوتهاى بين اصل مثبت و امارات را حجيّت مثبتات اماره و عدم حجيّت مثبتات اصول دانستهاند . « 1 »
اصل مسبّبى
اصل مسبّبى : اصل جارى در جانب مسبّب ( - - ) اصل سببى ) .
اصل موضوعى
اصل موضوعى : اصل جارى در موضوع قضيّه / اصل سببى / قاعدهء مسلّم ميان دو طرف نزاع .
عنوان اصل موضوعى به معناى اول و دوم در اصول فقه ، بخش اصول عملى ( - - ) اصل عملى ) مطرح و به معناى سوم در فقه و اصول به كار رفته است .
معناى نخست : اصل موضوعى به اين معنا در مقابل اصل حكمى ( - - ) اصل حكمى ) كه در حكم قضيّه جارى مىشود ، به كار مىرود مانند آن كه در طهارت آبى كه پيش از اين مىدانستيم كرّ بوده پس از ملاقات با نجس ، شك كنيم ، منشأ شك نيز بقاى آب بر كريّت ( - - ) آب كر ) باشد . در اين جا دو اصل وجود دارد :
استصحاب ( - - ) استصحاب ) بقاى كريّت آب كه اصل موضوعى است و اصل طهارت آب كه اصل حكمى است .
هامش
( 1 ) فرائد الاصول 3 / 233 - 245 ؛ اصطلاحات الاصول / 59 - 61 و الموجز فى اصول الفقه 2 / 189 .