استناد اصل حريّت ، ادّعاى مقذوف ( مدّعى ) را بر گفته قاذف ( منكر ) ، مقدّم دانستهاند . اين مطلب در فرضى كه قاذف ادّعاى برده بودن مقذوف را داشته باشد - كه نتيجهء آن عدم ثبوت حدّ بر قاذف است - و مقذوف مدّعى آزاد بودن باشد ، جارى است . « 5 »
كودكى كه در قلمرو اسلامى و يا سرزمينى كه مسلمانان در آن زندگى مىكنند ، پيدا شده ، به استناد اصل آزادگى ، محكوم به حريّت است . « 6 »
اصل حكمى
اصل حكمى : اصل جارى در حكم قضيّه ، مقابل اصل موضوعى .
اصل حكمى اصطلاحى اصولى است كه در بخش اصول عملى ( - - ) اصل عملى ) از آن سخن رفته است .
به اصولى كه در حكم قضيّه جارى شده و حكم شرعى را اثبات و يا نفى مىكنند اصل حكمى گويند ، در مقابل اصولى كه موضوع حكمى را اثبات و يا نفى مىكنند .
اصولى كه در احكام جارى مىشوند ، بسيارند مانند اصل طهارت ، اصل اباحه و حليّت ، اصل برائت و استصحاب ( - - ) اصل ) . براى مثال ، اگر در طهارت آبى كه به حدّ كر نرسيده و حالت سابقهء آن نيز معلوم نيست شك كنيم ، اصل طهارت كه اصل حكمى است جارى و طهارت آب ثابت مىشود ، ولى اگر حالت سابقهء آن نجاست بوده ، استصحاب ( - - ) استصحاب ) نجاست جارى و نجاست آب مشكوك ثابت مىگردد . يا اگر در حليّت آب ميوه شك شود ، با جريان اصل اباحه ، حليّت آن ثابت مىشود .
در صورتى كه قضيّهاى مجراى دو اصل حكمى و موضوعى واقع شود ، تقدّم با اصل موضوعى است ، مانند تقدّم استصحاب كريّت آب بر استصحاب
هامش
( 5 ) الدر المنضود ( گلپايگانى ) 2 / 176 - 177 .
( 6 ) جواهر الكلام 38 / 192 .