تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
احتياط شرعى ( - - ) احتياط ) و استصحاب ( - - ) استصحاب ) ، و نيز اصولى كه تنها در شبههء موضوعى جارى مىشوند مانند اصل صحّت « 1 » ( - - ) قاعده صحّت ) .

اصل صحّت

- - ) قاعده صحّت

اصل طهارت

- - ) قاعدهء طهارت

اصل ظهور

- - ) اصل لفظى

اصلع

اصلع : كسى كه موى جلوى سرش ريخته است ( - - ) كچل ) .

اصل عدم

اصل عدم [ - استصحاب عدم ] : حكم به بقاى عدم پيشين . اصل عدم يا اصالة العدم از اصطلاحات اصولى است و كاربرد آن جايى است كه وجود چيزى يا اتصاف آن به صفتى ، مشكوك باشد كه با اصل عدم وجود يا اصل عدم اتصاف آن چيز بدان صفت ، حكم به بقاى عدم پيشين مىشود ، مگر آن كه وجود آن چيز يا اتصاف آن به آن صفت ، به دليل معتبر ثابت شود . از اين اصل در اصول فقه ، مباحث الفاظ و نيز مبحث حجّت سخن رفته است . انواع : اصل عدم داراى انواعى است كه بعض آن‌ها از اصول عملى ( - - ) اصل عملى ) و بعض ديگر ، از اصول لفظى ( - - ) اصل لفظى ) به شمار مىروند . اصل عدم عملى : مصاديق و موارد اصل عدم عملى عبارت است از : 1 . اصل عدم ازلى : از آن جا كه هر پديده‌اى مسبوق به عدم است ، چنانچه در وجود چيزى يا اتصاف آن به صفتى شك كنيم ، اصل عدم ازلى آن را استصحاب مىكنيم براى مثال ، اگر در قريشى بودن زنى شك كنيم ، به استناد اصل عدم ازلى ، قريشى بودن وى منتفى مىشود و در نتيجه ، آغاز زمان يائسگى اين زن ، سنّ پنجاه سالگى خواهد بود ، نه شصت سالگى كه ويژهء زن قريشى است . 2 . اصل عدم تذكيه : در صورت شك در تذكيهء حيوانى به لحاظ شك در اصل
هامش
( 1 ) اصطلاحات الاصول / 59 .