احتياط شرعى ( - - ) احتياط ) و استصحاب ( - - ) استصحاب ) ، و نيز اصولى كه تنها در شبههء موضوعى جارى مىشوند مانند اصل صحّت « 1 » ( - - ) قاعده صحّت ) .
اصل صحّت
- - ) قاعده صحّت
اصل طهارت
- - ) قاعدهء طهارت
اصل ظهور
- - ) اصل لفظى
اصلع
اصلع : كسى كه موى جلوى سرش ريخته است ( - - ) كچل ) .
اصل عدم
اصل عدم [ - استصحاب عدم ] : حكم به بقاى عدم پيشين .
اصل عدم يا اصالة العدم از اصطلاحات اصولى است و كاربرد آن جايى است كه وجود چيزى يا اتصاف آن به صفتى ، مشكوك باشد كه با اصل عدم وجود يا اصل عدم اتصاف آن چيز بدان صفت ، حكم به بقاى عدم پيشين مىشود ، مگر آن كه وجود آن چيز يا اتصاف آن به آن صفت ، به دليل معتبر ثابت شود . از اين اصل در اصول فقه ، مباحث الفاظ و نيز مبحث حجّت سخن رفته است .
انواع : اصل عدم داراى انواعى است كه بعض آنها از اصول عملى ( - - ) اصل عملى ) و بعض ديگر ، از اصول لفظى ( - - ) اصل لفظى ) به شمار مىروند .
اصل عدم عملى : مصاديق و موارد اصل عدم عملى عبارت است از :
1 . اصل عدم ازلى : از آن جا كه هر پديدهاى مسبوق به عدم است ، چنانچه در وجود چيزى يا اتصاف آن به صفتى شك كنيم ، اصل عدم ازلى آن را استصحاب مىكنيم براى مثال ، اگر در قريشى بودن زنى شك كنيم ، به استناد اصل عدم ازلى ، قريشى بودن وى منتفى مىشود و در نتيجه ، آغاز زمان يائسگى اين زن ، سنّ پنجاه سالگى خواهد بود ، نه شصت سالگى كه ويژهء زن قريشى است .
2 . اصل عدم تذكيه : در صورت شك در تذكيهء حيوانى به لحاظ شك در اصل
هامش
( 1 ) اصطلاحات الاصول / 59 .