قابليّت آن براى تذكيه يا شك در تحقّق تذكيه پس از احراز قابليّت براى تذكيه ، اصل ، عدم تذكيهء آن است ، ليكن در اين كه در اين صورت ، حيوان ، مردار ( - - ) مردار ) است تا احكام مردار مانند نجاست بر آن مترتّب گردد يا نه ، اختلاف است . « 1 »
3 . اصل عدم تقدّم : اگر در تقدّم چيزى بر ديگرى شك كنيم ، اصل ، عدم تقدّم است ( - - ) اصل تأخّر حادث ) .
4 . اصل عدم حاجب و عدم حاجبيّت موجود [ - اصل عدم مانع و عدم مانعيّت مانع ] : چنانچه در وجود مانعى از رسيدن آب به پوست در اعضاى وضو يا غسل و يا در مانع بودن چيز موجود در پوست مانند رنگ حنا شك كنيم ، اصل ، عدم وجود مانع در اول و مانع نبودن چيز موجود در دوم است . « 2 »
5 . اصل عدم نسخ : اگر در نسخ حكم شرعى شك كنيم ، اصل عدم نسخ آن است « 3 » ( - - ) اصل عدم نسخ ) .
اصل عدم لفظى : اصل عدم لفظى عبارت است از اصل عدم تقييد ، اصل عدم تخصيص ، اصل عدم نقل ، اصل عدم قرينه و مانند آنها .
( - - ) اصل لفظى ) ( - - ) اصل )
اصل عدم اشتراك
- - ) اصل لفظى
اصل عدم تداخل
اصل عدم تداخل : اصل تعدّد مسبّب به تعداد اسباب و كافى نبودن يك مسبّب براى چند سبب .
از آن در اصول فقه ، مبحث الفاظ ، بحث مفاهيم سخن رفته است .
تداخل و عدم تداخل يا در اسباب است و يا در مسبّبات . عدم تداخل اسباب آن است كه اگر اسباب شرعى چيزى متعدّد باشد - مانند خوابيدن و ادرار كردن كه هر يك سببى مستقل براى وجوب وضو است و نيز همچون جنابت و حيض كه سبب وجوب غسل مىباشند - مسبّب ( وضو و غسل ) نيز
هامش
( 1 ) مستند الشيعة 15 / 274 - 277 ؛ فرائد الاصول 2 / 109 ؛ مصباح الاصول 2 / 310 و فوائد الاصول 3 / 380 .
( 2 ) فرائد الاصول 3 / 245 .
( 3 ) 225 - 228 .