حاصل نشده باشد ، اجماع قطعى گويند كه يكى از ادلّهء شرعى براى اثبات احكام است . « 1 »
( - - ) اجماع )
اجماع قولى
اجماع قولى : اتّفاق فتاواى فقها بر حكمى ، مقابل اجماع عملى .
( - - ) اجماع عملى ) ( - - ) اجماع )
اجماع محصّل
اجماع محصّل : اجماع به دست آمده با جستجو توسّط فقيه ، مقابل اجماع منقول .
در اجماع محصّل ، فقيهى كه ادّعاى اجماع مىكند با جستجو در گفتهها و نوشتههاى فقها از گذشته تا كنون ، اتّفاق و اجماع آنان را در يك مسأله تحصيل مىنمايد . از آن در اصول فقه مبحث حجج و امارات بحث شده است .
حجيّت : اجماع محصّل براى فقيهى كه بدان دست يافته ، حجّت است ؛ مشروط به اين كه از راهى كه نزد او معتبر است ، آن را تحصيل كرده باشد . « 1 »
( - - ) اجماع ) ( - - ) اجماع منقول )
اجماع مدركى
اجماع مدركى [ - اجماع مستند ] : اجماع با مستند معلوم .
از آن در اصول فقه مبحث حجج و امارات بحث شده است .
حجيّت : اجماع مدركى كه مقابل اجماع تعبّدى ( - - ) اجماع تعبّدى ) است ، حجيّت نيست ؛ زيرا حجيّت اجماع از جهت كشف قول معصوم عليه السّلام است و از آن جا كه مستند اجماع مدركى يعنى دليل لفظى و يا غير لفظى ، معلوم و در دسترس فقيه مىباشد مىتواند بدان مراجعه كند ؛ تا اگر آن دليل نزد وى معتبر باشد ، طبق آن فتوا دهد و گرنه آن را ردّ كند . « 1 »
( - - ) اجماع )
هامش
( 1 ) عوائد الايام / 360 .
1 اصول الفقه 2 / 93 - 101 .
1 الموجز فى اصول الفقه 2 / 56 و منتهى الدراية 4 / 386 .