اجتماع
اجتماع : جمع شدن چند چيز با هم .
عنوان اجتماع در بيشتر ابواب عبادات و معاملات آمده كه مهمترين موارد آن عبارت است از :
1 . اجتماع اسباب : هنگام اجتماع چند سبب « 1 » مانند خوابيدن و خروج باد معده ، يا چند غايت مانند مسّ قرآن و قرائت آن براى وضو « 2 » ، گرفتن يك وضو كافى است و تعيين سبب يا غايت لازم نيست و اگر غايت خاصى تعيين شود ، از بقيّه كفايت مىكند . همچنين در اجتماع چند سبب براى غسل واجب ، يك غسل به نيّت همهء آنها يا به نيّت غسل جنابت در صورتى كه جزء اسباب باشد و به قول مشهور به نيّت رفع حدث ، از همهء اسباب كفايت مىكند ، ولى در كفايت نيّت يك غسل غير از جنابت مانند حيض يا مسّ ميّت از ساير غسلها اختلاف است . قول به كفايت ، به مشهور نسبت داده شده است « 3 » ( - - ) تداخل ) .
2 . اجتماع افراد : اگر امر به معروف و نهى از منكر بر اجتماع جمعى از مكلّفين متوقّف باشد ، اجتماع آنان واجب است . « 4 » اگر كسى دو يا چند نفر را در امرى وكيل و اجتماع آنان را در وكالت شرط كند ، وكيلان به تنهايى حق تصرف در مورد وكالت ندارند و با مرگ يكى ، وكالت ديگرى نيز باطل مىشود . « 5 »
در روايات بر استحباب اجتماع در دعا به ويژه چهار و نيز چهل نفر تأكيد و از موجبات استجابت دعا شمرده شده است . « 6 » مستحب است كسانى كه روز عرفه ( - - ) روز عرفه ) در عرفات ( - - ) عرفات ) حضور ندارند ، در شهرهاى خود براى دعا اجتماع كنند . « 7 »
اگر اولياى دم جماعتى باشند ، در اين كه جواز استيفاى قصاص ( - - ) قصاص ) منوط به اجتماع آنان است - بدين معنا كه همگى به فردى از غير خودشان وكالت يا به يكى از خودشان اذن دهند كه حكم قصاص را اجرا كند - يا هر يك مىتوانند بدون اذن ديگرى آن را اجرا نمايند ، اختلاف است . « 8 »
3 . اجتماع حدود : در اجتماع چند حدّ ( - - ) حدود ) ، حدّى كه اجراى آن موجب فوت حدّ ديگر نمىشود ، مقدّم مىگردد .
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 2 / 110 .
( 2 ) التنقيح ( الطهارة ) 5 / 62 - 70 .
( 3 ) جواهر الكلام 2 / 114 و مستمسك العروة 3 / 137 - 143 .
( 4 ) توضيح المسائل مراجع / م 2787 .
( 5 ) جواهر الكلام 27 / 406 .
( 6 ) وسائل الشيعة 7 / 103 .
( 7 ) جواهر الكلام 19 / 60 .
( 8 ) 42 / 289 .