حق اجازه ، حكم شرعى است . از اين رو ، به ارث برده نمىشود ، ليكن اگر مالك پيش از اجازه بميرد ، مالى كه به عقد فضولى فروخته شده ، به وارث وى منتقل مىشود . وارث به عنوان مالك ، حق رد يا اجازه را دارد . « 6 »
شرايط اجازه دهنده : اجازه دهنده بايد در حال اجازه ، جايز التّصرف يعنى بالغ ، عاقل و رشيد باشد و محجور ( - - ) حجر ) نباشد . در اين كه مجيز هنگام وقوع عقد فضولى نيز بايد جايز التّصرف باشد يا نه ، اختلاف است . بيشتر فقها آن را شرط نمىدانند . « 7 »
اجازهء روايت
اجازهء روايت : رخصت در نقل حديث .
اجازهء روايت از اصطلاحات علم درايه و به معناى اجازهء شفاهى يا كتبى شيخ و استاد به فرد مورد اطمينان خود براى نقل احاديثى است كه وى در نوشتههاى خويش گردآورده و يا آنها را روايت كرده است . فايدهء اين كار ، مصون ماندن روايات از دخل و تصرف بى جا و حفظ كتابهاى حديثى از افزوده شدن احاديث دروغين و جعلى بر احاديث راستين است .
عنوان اجازه در بسيارى از موارد ، بر نوشتار در بردارندهء اجازه نيز اطلاق مىگردد كه محتواى آن علاوه بر ذكر اجمالى يا تفصيلى كتابهايى كه اجازه دهنده به روايت آنها رخصت داده است ، معرّفى شيوخ و اساتيدى است كه به اجازه دهنده رخصت نقل حديث دادهاند و نيز مشايخ هر يك از اساتيد در هر طبقه و عصر تا برسد به مصدر اصلى يعنى معصوم عليه السّلام .
برخى از بزرگان ، اجازاتى را كه از سوى مشايخ بزرگوار به افراد داده شده است ، در كتابهاى مستقلى گرد آوردهاند كه نخستين آنان ، سيد رضى الدّين ، على بن طاووس ( م 664 ه . ق ) است . « 1 »
اجبار
- - ) اكراه
هامش
( 6 ) مهذّب الاحكام 16 / 323 .
( 7 ) 328 و 178 و مصباح الفقاهة 4 / 246 .
1 الذريعة 1 / 123 و 131 ؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامى 6 / 596 و الموسوعة الفقهية الميسّرة 1 / 264 .