تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
آمده و به نحو حمل حقيقه و رقيقه بر آن حمل مىشوند . به تعبير اجمالى و اختصارى ، وجود شىء قائم بذات براى خود او حاصل است . و وجود معلول براى علّتش حاصل است و بالعكس وجود علت براى معلولش حاصل است و وجود يكى از دو معلول در عرض هم براى معلول ديگر به نحوى حاصل است ، زيرا با حصولش براى علت مشترك كه به نحوى براى هريك از دو معلول حضور دارد ، براى آن ديگرى نيز حاصل است . باتوجّه به بيان مزبور ، چنانچه در نشأت هستى ، موجوداتى مجرّد از مادّه ثابت شود كه قائم بذوات خود بوده و بر طريقهء عليّت و معلوليّت بر هم مترتّب باشند و در بعضى از مراتب ، معلولات مفروضه پس از يك معلول قرار داشته باشند ، الزاما هريك از اين مجرّدات ، علم حضورى به خود دارد ، و هريك از علل در اين سلسله مفروضه به معلولش علم حضورى خواهد داشت و بالعكس ؛ و هريك از معلول‌هاى در عرض هم نيز علم حضورى بمعلول مقارن و ملازم خود دارد . ولى برهان بر وجود مجرّدات چنانى قائم است ، پس در اين صورت مطلوب ما يعنى وجود علم حضورى ثابت است ، و اين بيان اجمالى را نزد خويش ضبط كن تا تفصيل آن را به خواست خداوند متعال در آيندهء نزديك بيان كنيم .

فصل دوّم

در علم شىء مجرّد به ذات خود از بيان قبل دانسته شد كه ذات هر موجود جوهرى مجرّد از مادّه ، براى خود او معلول است ، زيرا ذاتش براى خود حاصل است ، و چون فعليت موجود مجرّد به مرحلهء تمام رسيده است حصولش براى ذاتش عين
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 89 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى