تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
اين قاعده معرّف اين است كه احكام حساب تاليفى است . وى در اثبات اينكه احكام علوم طبيعى و ما بعد الطبيعى تاليفى است ، از اين قاعده كه « وجود ماهيت نيست » استفاده مىكند . كانت نيز قاعده مشابهى دارد كه در كتاب نقد عقل محض خويش آن را به كار برده است و آن اينكه « تمام قضاياى وجودى تاليفى است » . 22 باتوجه به اين قواعد ، بد نيست كه در اينجا به بررسى احكام تاليفى نزد كانت و غزالى بپردازيم و موارد اختلاف و شباهت بين اين دو نظريه را دريابيم .

1 - احكام هندسى

الف - شكل كميت نيست . باتوجه به اين اصل مىتوانيم بفهميم كه نزد كانت و غزالى احكام هندسى تاليفى است . و در مقايسه با آنها مىبينيم كه لايب نيتز معتقد است كه احكام رياضى ، تحليلى است . او سعى كرد تا اصل متعارف و مصادرات در هندسه را با اصل عدم تناقض اثبات كند ، اما موفق نشد . غزالى احكام تاليفى را معانىاى مىداند كه ذاتى نيستند ، وى در كتاب معيار العلم مىگويد : « اگر بتوانى ذات شيئى را بدون فهم معناى آن بفهمى يا فرضا بتوانى از معناى آن غافل شوى ، بدان كه آن ( معنا ) ذاتى است . و اگر اين معنا [ از ذات آن شىء ] جدا نشدنى باشد ، مانند اينكه زواياى مثلث دو قائمه است ، لازم است . » 23 مقصود غزالى بيان اين است كه يك شكل ، مثل مثلث ، شامل كميّت 180 درجه نمىشود . پس مىتوان ذات مثلث را بدون تصور كميّتش تصور كرد . به عبارت ديگر وقتى كه موضوع كيفيت است و محمول كميت ، محمول مندرج در موضوع نمىشود . شبيه به مثال هندسىاى كه غزالى