معتقدند كه اين حكم تحليلى است . در جايى كه كانت مىگويد « هر جسم داراى امتداد است » غزالى از تعريف متكلمين استفاده مىكند كه « جوهر مادى جوهرى است كه داراى امتداد است » و اين شبيه به قول ديگر وى است كه « جسم جسم است » .
كانت و غزالى هردو مىخواهند « تعريف » ارسطوئى را اساس احكام تحليلى قرار دهند . مثلا ، اين حكم تحليلى كانت كه « طلا فلزى زرد است » 16 شبيه اين حكم غزالى است كه « اراده صفتى است كه داراى قوه تمييز چيزى از ديگرى است . » 17
كوتورا « 1 » 18 سعى كرد تا رابطهاى بين احكام تحليلى كانت و « نظريه معنى » لايب نيتز پيدا كند . لايب نيتز معتقد بود كه معناى ذاتى ، محمولى است كه مندرج در موضوع است . « محمول مندرج در موضوع است » « 2 » 19 لايب نيتز هنگام تحليل تعريف انسان ، بهعنوان حيوان ناطق ، به نتايجى رسيد كه شبيه تحليل غزالى در كتاب مقاصد الفلاسفه است . وى در بخشى از آن كتاب مىكوشد تا معانى ذاتى را در دو قسمت شرح دهد : 1 - محمول مندرج در تعريف موضوع است ؛ « محمول مندرج در تعريف موضوع است » « 3 » 20 . مثل « انسان حيوان ناطق است . » 2 - موضوع مندرج در تعريف محمول است ؛ « موضوع مندرج در تعريف محمول است » « 4 » . مثل « بعضى حيوانات انسان هستند » .
هامش
( 1 ) - لوئى كوتوراLouis Couturat )، ( 1914 - 1868 ) ، فيلسوف و منطقدان فرانسوى ، صاحب كتب جبر منطق - اصول رياضيات - منطق لايب نيتز . م .
( 2 )Predicatum inest subjecto( 3 )Ut predicatum interet deffinitionem subjecti .( 4 )Ut subjectum interet deffinitionem predicati .