بدون تصور حيوان بودنش ناممكن است ، تصور جسم بدون امتداد هم ناممكن است . به تعبير غزالى « امتداد معناى ذاتى جسم است و نمىتوان [ جسم را ] بدون امتداد تصور كرد ؛ در حالى كه معانى لازم مانند وزن و خلقت و غيره چنين نيستند » .
كانت پس از آنكه نسبت احكام تحليلى را با اصل عدم تناقض به عنوان يك معيار مورد بحث قرار داد ، چنين نتيجه گرفت : « به اين دليل قاطع ، تمام احكام تحليلى پيشينى است حتى اگر مفاهيم تجربى باشد . » 11
منظور كانت از اصرار در اينكه معيار سنجش احكام تحليلى اصل عدم تناقض است ، اين است كه اين احكام را مىتوان بلاواسطه و بدون هيچ برهان نظرى يا استدلال شناخت . غزالى نيز مانند كانت تاكيد مىكند كه نسبت معانى ذاتى بدون هرگونه قياس يا برهان نظرى برقرار است . همانطور كه كانت از مفهوم « پيشينى » استفاده مىكند ، غزالى نيز همان را در معيارهاى خود در احكام تحليلى به كار مىبرد .
2 - معيار ديگرى در تعريف معانى ذاتى يا احكام تحليلى
الف : غزالى
به نظر غزالى بعضى از معانى لازم را به دشوارى مىتوان از معانى ذاتى متمايز ساخت . در احكام رياضى وقتى مىگوئيم « هر عددى يا مساوى [ عدد ] ديگر است يا متفاوت از آن است » ، تساوى يا تفاوت لازم عدد است و ذاتى آن نيست ؛ اما تشخيص آن بسيار مشكل است زيرا تساوى شبيه تطابق است . به اين دليل ، غزالى ، در پى آن بود كه معيار ديگرى براى تعريف معانى ذاتى پيدا كند كه بر استقرار متكى