تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
نادرست خواند . وى اين پرسش را مطرح كرد كه چگونه ممكن است يك اتم در اثر تركيب با اتم ديگر انبساط پذيرد ، در صورتى كه اتم دومى خود مجرّد است و داراى انبساط نيست ؟ و در حالى كه اين اتم داراى انبساطى نيست چگونه ممكن است كه با بيش از يك اتم ديگر تركيب شود ؟ و اتم‌هاى ديگر در حقيقت فقط مىتوانند از جوانب گوناگون به آن اتم نزديك شوند ؛ اما از آنجا كه اين اتم داراى انبساط نيست ، بنابراين نمىتواند جوانبى هم داشته باشد . جملهء آخر روشن مىسازد كه نظّام آنگونه مدلها و الگوهاى هندسى را نمىپذيرفت كه معمولا با آنها نشان داده مىشد كه چگونه يك شئ فرضى مانند اتم - يك نوع نقطهء رياضى بدون انبساط - بتواند واقعيت فيزيكى داشته باشد . به اين ترتيب كه مثلا از تركيب دو اتم خطى ساخته مىشد داراى طول ، از تركيب چهار اتم سطحى داراى طول و عرض ، و از تركيب هشت اتم جسمى داراى طول و عرض و ارتفاع يعنى يك مكعب ( و يا آنطور كه ابو الهذيل خود مىپنداشت به جاى هشت اتم فقط شش اتم كافى بود . محتملا وى يك شش سطحى را در نظر داشت كه از دو اهرم تركيب شده باشد . )
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 334 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى