تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
معمولا هنگامى كه ما از ميراث فرهنگ و تمدن يونان سخن به ميان مىآوريم ، قبل از هرچيز ترجمه‌هايى را در نظر مىآوريم كه از يونانى و سريانى به عربى به عمل آمده‌اند . در واقع اين ترجمه‌ها براى فلسفهء اسلامى به همان اندازه داراى اهميت بودند كه براى علوم پزشكى و علوم طبيعى . اما از طريق ديگرى نيز ، نه از راه ترجمهء متون ، كه به‌گونهء روايات شفاهى ، بعضى آرا و انديشه‌هاى يونانى توانستند به حيات خويش در اسلام ادامه دهند . اين‌گونه انديشه‌ها مكتوم و نامحسوس هستند ولى از تأثير و نفوذ بيشترى نيز برخوردارند . به معرفى و شناساندن اين‌گونه روايات نيازى نبود چون آنها از ديرباز وجود داشتند . اگر اين افكار و اقوال از جانب حكما و متفكرين نقل قول مىگرديد ، نه به اين سبب بود كه مىخواستند به شهرت و اعتبار حكماى پيشين استناد ورزند - حكمايى كه با تمام اشتهار در فرهنگ اسلام هميشه بيگانه ماندند - بلكه به‌عنوان مسأله‌اى بود كه هميشه آن را مىدانسته‌اند و يا مىبايستى بدانند . و اين‌گونه آرا ، در موقع نقل قول ، به اشخاص معينى فى المثل ارسطو و يا افلاطون نسبت داده نمىشد بلكه بدون تأمل و تفكر به مثابهء ملك عمومى مورد استفاده قرار
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 331 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى