تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
« نهاية الحكمة » مطرح نمود و سرانجام مرز « حكمت نظرى » را از « حكمت عملى » جدا ساخت .

ب - استنتاج هفتاد مسأله فلسفى :

حضرت استاد مسائل مربوط به قوه و فعل را در رسالهء خاصى تنظيم كرده و در اين رساله بر حل هفتاد مسأله از مسائل فلسفى ، دست‌يافته كه برخى از آنها در كلمات پيشينيان مطرح نبوده است . صدر المتألهين طراح و بنيان‌گذار مسأله « حركت جوهرى » است ؛ مسأله‌اى كه در فلسفه اسلامى دگرگونى عميقى ايجاد كرد ولى آن حكيم بزرگ به تشريح تمام ابعاد اين مسأله و نتائجى كه در بر دارد موفق نگشت و حضرت استاد از جمله كسانى است كه اين مسأله را به خوبى پرورش و ابعاد آن را مورد بررسى قرار داد . درست است كه صدر المتألهين در مباحث حركت به بعد چهارم از ابعاد چهارگانه جسم به نام « زمان » تصريح مىكند ولى چنان كه شايستهء اين بحث بود و كشف اين امر آن را ايجاب مىكرد درباره آن سخن نگفته و به اجمال برگزار نموده است ، در حالى كه پيش از كشف نسبيت « انيشتين » و اينكه زمان بعد چهارم جسم است اين مسأله در فلسفه صدر المتألهين پىريزى شده و حضرت استاد با تشريح ابعاد گوناگون حركت در جوهر ، وجود چنين بعدى را براى جسم ضرورى دانسته است .

ج - تكميل برهان صديقين :

برهان صديقين از عاليترين و پرارزشترين براهين اثبات صانع است و شيخ الرئيس آن را با دخالت دادن بطلان دور و تسلسل تشريح