تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
در نيمه و يا پايان كتابهاى فلسفى عنوان گرديده است . و چه مسائلى كه نتايج يك رشته مسائل مىباشند در آغاز كتابها وارد شده‌اند . حضرت استاد براى تسهيل كار توانست به مسائل فلسفى نظم هندسى بخشد و آنها را به نحوى تنظيم كند كه مسأله نخست پايهء مسألهء دوم و همچنين . . . قرار بگيرد . و از اين طريق استنباط مسائل فلسفى يكى پس از ديگرى ، سهل و آسان گردد . وى تاحدودى توانسته است اين كار را در كتاب‌هاى فلسفى خود به نام « بداية الحكمة » و « نهاية الحكمة » رعايت كند .

پايه‌گذار يك رشته مسائل فلسفى :

همگى مىدانيم كشف و اختراع نياز به نبوغ و حسن ابتكار دارد ، غالبا افراد متخصص در يك فن فقط احاطه به مسائل آن علم دارند . اما خود پايه‌گذار اصلى و يا كاشف قانون نيستند ، در اين ميان گروه انگشت‌شمارى پيدا مىشوند كه از نبوغ و حسن ابتكار برخوردار بوده و يك رشته نواميسى را در طبيعت يا يك رشته سنتى را در صفحهء وجود و هستى كشف مىكنند و سرانجام اصولى را پىريزى مىنمايند . مرحوم علامه طباطبائى نه تنها از آراء و افكار فلاسفه آگاهى كامل داشت بلكه بر كشف يك رشته سنن كلى و پىريزى يك رشته اصولى نيز دست يافت ، و مجموع آنها تحقيقات ارزندهء او در مسائل فلسفى است كه ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم :

الف - تفكيك علوم حقيقى از علوم اعتبارى :

از گامهاى بلند فلسفى استاد ، عنايت وى به اصل « تفكيك حقايق از اعتباريات » است كه عدم تفكيك آنها مايهء بسيارى از اشتباهات در