تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
1330 تأسيس گرديد عبارت بودند از آقايان : شهيد مطهرى ، شهيد دكتر بهشتى ، شهيد قدوسى ، شهيد مفتح ، منتظرى ، موسى صدر ، ابراهيم امينى ، عبد الحميد شربيانى ، مرتضى جزايرى و نگارنده كه همگى افتخار عضويت آن جلسه را داشتند . در اين جلسه تمام افكار مادى و بالاخص آنچه ماركسيستها در زمينه‌هاى : فلسفه ، عامل محرك تاريخ ، منتشر كرده بودند بتدريج مورد بحث و نقادى قرار گرفت . يكى از نتايج اين جلسات ، نگارش كتاب « اصول فلسفه و روش رئاليسم » است كه ضربت شكننده‌اى بر پيكر ماركسيست‌ها در ايران وارد آورد و كليه بافتهاى آنها را پنبه كرد ؛ حتى پس از انتشار نخستين جزء از اين كتاب ماركسيستهاى ايران با تشكيل جلساتى تصديق كردند كه مؤلف در نقل مطالب آنان كمال امانت را رعايت كرده و كوچكترين تحريفى رخ نداده است ، هم اكنون كه سى سال تمام از انتشار اين كتاب مىگذرد ، حتى رساله كوچكى هم به‌عنوان نقد بر آن نوشته نشده است . اين كتاب براى بسيارى از متفكران و محققان ايرانى راهگشا شد تا آنجا كه به تدريج به نقد آراء مكاتب الحادى پرداختند و از افكار استاد علامه طباطبائى بهره گرفتند .

و - تقريب بين فلسفهء شرق و غرب :

استاد علامه طباطبائى ، با اين كتاب خدمت ديگرى نيز به جهان فلسفه كرد و آن اينكه فاصلهء عميقى كه در نظر بدوى ميان فلسفه شرق و غرب به چشم مىخورد ، تا خدودى از ميان برداشت و ميان اين دو نوع فلسفه ، نوعى تقريب پديد آورد . انسان هنگامى كه فلسفه غرب را كه به وسيله دانشمندانى مانند : دكارت ، كانت و هگل پىريزى شده است ، مىخواند تصور مىكند كه فلسفهء غرب با فلسفهء شرق به كلى متباين