ديده مىشوند تحت مقولهاى قرار مىگيرند و حكم وجود را دارند . اين سخن به اين روشنى و به اين كليت از خصوصيات مكتبى حضرت استاد است و قبل از ايشان حكيم سبزوارى بهگونهاى كمرنگ به اين مطلب در بحث وجود ذهنى « 1 » اشاره كرده است ما در اينجا به همين نمونهها از افكار بلند فلسفى ايشان اكتفا مىكنيم و تفصيل مطالب را به دست اهل فن كه در آثار استاد مطالعاتى دارند مىسپاريم .
ه - مبارزه با فلسفه ماديگرى :
در شهريور 1320 ، ميهن اسلامى ايران به وسيله قواى متفقين اشغال گرديد و در اين موقع ماركسيستهاى ايران به پشتيبانى ارتش سرخ و سفارت شوروى و ديگر عوامل خارجى كه در ايران به سر مىبردند توانستند مكتب ماركسيسم را به صورتهاى مختلف در ميان جوانان اشاعه دهند و نشريات مختلفى را از روزنامه و مجله و كتاب منتشر سازند . حتى پس از سقوط فرقهء دموكرات در 21 آذر 1325 در آذربايجان ، ماركسيستها دست از فعاليت برنداشته و بر اثر ضعف دولت مركزى و مساعد بودن سياستهاى بينالمللى ، تبليغات زهرآگين آنان ادامه داشت . تا آنجا كه در سال 1329 كتابى بنام « نگهبانان سحر افسون » به صورت مرموزى در ايران منتشر شد و در آن كليهء مذاهب به باد انتقاد و مسخره گرفته شده و به صورت ناجوانمردانه بر خداشناسان و روحانيون حمله شده بود . اين كتاب كه موجى از تنفر و سرانجام تأثر از عملكرد اين گروه پديد آورد ، سبب شد كه استاد علامه طباطبائى با تشكيل جلسهاى ، به نقد مكتب مادىگرى بطور مطلق و ماركسيسم به صورت خاص بپردازد و اعضاى اين جلسه كه از سال
هامش
( 1 ) - شرح منظومه بحث وجود ذهنى .