بعد از اسلام ، شرك در ذات مطرح نبوده است و تمام مكاتب فلسفى ، به توحيد ذات معتقد بوده و اگر آلوده به شرك شدهاند ، اين آلودگى مربوط به شرك در مراحل پايين ذات بوده است . » يك چنين ادعايى فقط از امثال ايشان زيبنده است كه به كليهء مكاتب فلسفى كه آثارى از آنها در جهان باقى مانده است احاطه كامل داشته باشند .
تنظيم فلسفه به صورت مسائل هندسى :
به موجب احاطه بر مكاتب فلسفى بالاخص فلسفهء اسلامى بود كه حضرت استاد دربارهء تنظيم مسائل فلسفى و تبيين پايههاى تكامل آن در دورهء اسلامى ، به دو كار مهم دست زد :
1 - كليهء مسائل اصلى فلسفه را برشمرد و اصول آن را به هفت صد مسأله رسانيد ، آنگاه با تتبع زايد الوصفى ، اصولى را كه از فلسفهء يونان به دورهء اسلامى وارد شده بود از اصولى كه به وسيلهء فلاسفهء اسلامى پىريزى گرديده بود ، جدا ساخت و ثابت نمود كه فلسفه در دورهء يونانى از دويست مسأله تجاوز نمىكرد ؛ در حالى كه پس از انتقال به حوزههاى فلسفى اسلام به وسيلهء فلاسفهء اسلامى به هفت صد مسأله رسيد . يك فرد تا چه حد بايد بر مسائل دو دوره مسلط باشد كه علاوه بر شمارش اصول مسائل ، به جداسازى مسائل دو دوره بپردازد و هركدام را از ديگرى بازشناسد . استاد علامه در رسالهاى كه آن را بهعنوان چهارصدمين سال تولد « صدر المتألهين » نگاشته است به اين مطلب تصريح كرده و آن رساله به همراه ساير رسالهها ، كه بهعنوان يادبود مرحوم صدر المتألهين نگاشته شدهاند ، چاپ شده است .
2 - مسائل فلسفى در غالب كتابهاى درسى و غير درسى از نظم صحيحى برخوردار نيست ، چه بسا مسائلى كه پايه شمرده مىشود ،