حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ »
« 1 » : ما آنان را سنگ باران كرديم . كلمهء « حجاره » روشنگر ابهام آيه نخست مىباشد .
2 - قرآن در موردى مىفرمايد :
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ »
« 2 » : يهودان انتظار دارند كه خدا در سايبانهاى ابر با فرشتگان به سوى آنها بيايد ( در صورتى كه ) كارها يكسره گرديده است ( و سرانجام اشخاص معين شده است ) و همه كارها به سوى خدا باز مىگردد .
ظاهر اين آيه خالى از ابهام نيست زيرا آمدن و رفتن از اوصاف جسم است و ذات مقدس خدا از شائبه جسمى و مادى پيراسته است ، در اين صورت بايد ابهام آيه را از طريق ديگر از بين ببريم . يكى از آن طرق ، دقت در آيات مشابهى است كه مضمون اين آيه در آنها وارد شده است و مشابه آيهء فوق ، آيهء 33 سوره نحل است ، كه آشكارا مىرساند كه مقصود از آمدن پروردگار ، آمدن دستور الهى است ، در عذاب و عقاب ، و امر و نهى ؛ آنجا كه مىفرمايد :
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »
« 3 » : مگر جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به سوى آنها بيايند ، يا فرمان پروردگارت بيايد ، سيرهء پيشينيان نيز چنين بوده است ، خدا به آنها ستم نكرده و آنها به خود ستم نمودهاند . اين آيه به صراحت از آيهء نخست رفع ابهام مىنمايد و با لفظ « امر » فاعل واقعى « آمدن » را روشن مىسازد . اين روش ( تفسير آيات با آيات ) روش محكم و استوار پيشوايان شيعه بوده و هماكنون مفسران محقق از اين روش استفاده مىنمايند . و تفسير استاد بزرگ حضرت آقاى طباطبائى بر اين اساس نگارش يافته است .
هامش
( 1 ) - حجر / 74 .
( 2 ) - بقره / 21 .
( 3 ) - نحل / 33 .