تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مشكلات احاديثى را كه پيرامون آيات قرآن وارد شده ، حل كرده است و در ضمن حل مشكلات ، احاديثى را كه با ظواهر و نصوص قرآن موافق نيست به دستور خود پيشوايان معصوم طرح كرده و آنها را غير صحيح خوانده است . زيرا پيشوايان معصوم يادآور شده‌اند كه : هر حديثى كه با كتاب الهى موافق نيست ، سخن ما نيست بلكه سخن دشمنان و يا دوستان نادان ما است كه به عللى آن را به ما نسبت داده‌اند « 1 » . همگى مىدانيم پس از درگذشت پيامبر گرامى بازار جعل حديث خصوصا دربارهء مناقب و يا مثالب زياد شد و مزدوران دربارهاى خلفاى اموى و عباسى با گرفتن مبالغى و يا به اميد تقرب به خلفا به جعل حديث دربارهء محبوبان و يا مبغوضان خلفا پرداخته و حديث رسول گرامى را با اكاذيب خود آميخته‌اند . گذشته از اين ، احبار يهود و دانشمندانى از مسيحيان و مجوسيان در صدر اسلام در قيافهء مسلمان ، قصص غير صحيح را كه با ساحت قدس پيامبران و عصمت آنان سازگار نيست وارد مجامع حديثى كرده و از اين طريق احاديث اسلامى را با اكاذيبى آميخته‌اند و اين احاديث در اصطلاح حديث شناسان به « اسرائيليات » و « مسيحيات » و « مجوسيات » معروف مىباشند . يكى از ارزشمندترين خدمات استاد در تفسير ، داورى پيرامون اين نوع احاديث است كه به صورت محققانه صحيح را از باطل جدا كرده و حقائق را در اختيار خوانندگان كتاب قرار داده است .

موقعيت تفسير « الميزان » در محافل علمى جهان :

تفسير « الميزان » از نخستين روز نگارش خود موج عظيمى در
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 كتاب قضاء ، باب 9 .