مىشود كه دو چيز در كار باشد . در مثال فوق وقتى تطابق ميكروفون با ميكروفون معنا مىدهد كه حداقل دو ميكرفون موجود باشند تا مساوى بودن يا بزرگى و كوچكى و يا تطابق آنها مطرح شود . امّا طرح اين سؤال كه آيا ميكروفون با خودش مطابقت دارد يا خير ، غلط است .
علم حضورى عين واقعيت است نه اينكه چيزى كاشف از واقعيت باشد . در هرجا كه علم حصولى مطرح مىشود ، قبل از آن علم حضورى مطرح مىشود كه آن را بلاواسطه و مستقيم درك مىكنيم و صورتى را كه ما با علم حضورى درك مىكنيم ، خطاناپذير است و لذا خطاها هميشه در تطبيق حاصل مىشود . مثلا وقتى شما ماه را در شب به صورت هلال در آسمان مىبينيد ، در اينكه شما صورت هلال را مىبينيد شكى نيست و قابل خطا نيست . خطا در اين است كه صورت هلال را بر كرهاى كه در آسمان موجود است تطبيق كنيد و فكر كنيد كه اين صورت هلالى همان كرهايست كه در خارج موجود است . اگر چيزىكه مزهء شيرين دارد ، اگر شما مرضى داريد كه نمىتوانيد مزهء شيرينى را حس كنيد و به جاى شيرينى مزهء تلخى را يافتهايد در ادراك تلخى شك و شبههاى نيست ، ولى اگر حكم كنيد كه آن شئ خارجى تلخمزه است ، خطا كردهايد . بنابراين علم حضورى خطابردار نيست . اگر جائى علم حضورى تحقق يافت به هيچ عنوان قابل خطا نيست . اشراقيون هم در جستجوى چنين چيزى هستند و مىخواهند خود واقعيت را بيابند و در جاهائى كه واقعا واقعيت را يافته باشند ، راه صحيحى را پيمودهاند . سخن ما با آنها اين است كه آيا آنچه را كه ادّعا مىكنيد ، واقعا علم حضورى است يا تفسير ذهنى يافتههاى حضورى آنهاست .
در اين مطلب شكى نيست كه اگر علم حضورى تحقق يابد ، يعنى
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٦٧