تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
است : نفس انسان به صورت آئينه‌ايست ، اگر اين آئينه شفاف و تميز باشد حقايق در آن منعكس مىشود ولى آئينه احتياج به صيقل دارد و صيقل زدن نفس به تهذيب اخلاق و تزكيهء آن و رياضات باطنى است تا روح جلا يافته و صيقلى بشود تا حقايق در آن منعكس گردد .

ديدگاه فلاسفهء اسلامى

فلاسفهء اسلامى در مقابل مكتب‌هاى شك‌گرا كه منكر علم بودند ، موضع قاطعى اتخاذ كردند و آن اين بود كه سوفيسم يا سفسطه و سوفسطائيگرى را با دلايل نقضى رد كردند . در كتابهاى فلسفى ما نظير شفا ، اسفار ، موضع قاطعى اتخاذ شده و با دلايل قانع‌كننده اثبات اين مطلب شده است كه سوفيسم ، مكتب صحيحى نيست و چنين به نظر مىرسد كه صرفا با ردّ اين نظريه ، فلسفه را در مقابل سفسطه اثبات كرده‌اند ، و آنچه بيش از اين در كتابهاى فلسفى دربارهء كشف واقعيت و اثبات اين امر كه علم ما به واقعيات مطابق با خارج است ، مىتوان بدست آورد ، مباحثى در باب وجود ذهنى است كه در اين بحث مختصر نمىگنجد ولى مىتوان گفت كه باوجود ذهنى نيز مسأله حّل نمىشود يعنى براى يك صاحب‌نظر تيزبين هنوز اين سؤال باقى است كه بالاخره آنچه را كه ما در اين علوم ، چه از راه حس و چه از راه عقل ، بدست مىآوريم ، مفاهيم و صور ذهنى است كه ما در خودمان درك مىكنيم و اين علوم ، علوم حصولى هستند يعنى بين نفس مدرك و واقعيت معلوم خارجى ، واسطه وجود دارد كه همان صورت ادراكى است . ( البتّه مقصود ما از صورت ، شكل نيست بلكه صورت شىء مدرك در ذهن است ) و به وسيلهء همين صورت ادراكى است كه از واقعيات خارج ، مطّلع مىشويم . سؤال اينجاست كه به