فلسفى اشاره مىشود و سپس توضيح مختصرى در راهحلى كه از رهنمودهاى علامهء طباطبائى استفاده مىشود ، به استحضار مىرسد .
طبيعىترين راهى كه براى آگاهى انسان از جهان خارج وجود دارد ، راه استفادهء از حس به وسيلهء حواس ظاهرى است . حواس پنجگانه ما بيشتر در واقع دريچههائى هستند كه به روى جهان خارج گشوده مىشوند و كانالهاى ارتباطى ما را با جهان بيرونى تشكيل مىدهند . تصور ابتدائى انسان اين است كه وقتى چشم باز مىكند ، در صورتى كه شرايط رؤيت فراهم باشد ، اشياء خارجى را در جاى خودشان و همانطور كه هستند مىبيند . ولى بعد از تجاربى متوجه مىشود كه آنچه در مورد ابصار ، درك مىكند مطابق با واقعيتهاى خارجى در همهجا و در همهحال نيست . اين مطلب هميشه مورد توجّه متفكران و دانشمندان بوده است و هميشه در جستجوى راهحلهائى براى كشف خطاهاى ابصار و ساير حواس بودهاند . اجمالا تنها در مورد ابصار به بيش از 500 نوع از خطاى حسى برخورد كردهاند و از علوم مختلفى بخصوص فيزيك ، فيزيولوژى ، رياضيات استفاده كردهاند تا خطاهاى ابصار را كشف كنند و آنچه در مورد ديدنيها واقعيت دارد تعيين نمايند . اين تلاشها از نظر عملى مفيد بوده و مشكل انسان را در رفتار و در ارتباط با خارج تا حدود زيادى حل كرده است ولى نهاية اين سؤال براى نكتهسنجان و ريزبينان باقىمانده است كه اين كمكهائى كه از حواس ديگر جهت كشف خطاى ابصار گرفته مىشود ، از ادراكات حسى ديگر و احيانا از ادراكات بصرى نشأت مىگيرد و به كمك علوم ثابت شده است كه ابصار در خارج تحقق نمىيابد يعنى آنچه از دانشمندان باستان مىپنداشتند كه در موقع ديدن ، شعاعى از چشم به شكل مخروط خارج مىشود و قاعدهاش بر
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٥٨