بالفعل قابل تقسيم نامتناهى است كه به هر صورت بايد آن را اثبات كند . ديگر آنكه قانون حركت و پويائى را در قياس با قانون سكون و ايستائى موردنظر قرار مىدهد و چون در اين شبههها ، جهات و اعتبارات مختلف موردنظر است و وحدتهاى هشتگانه كه اساس تناقض و تعارض است معتبر نيست در نتيجه شبهههاى زنون را نمىتوان از مقوله تعارضات حقيقى و منطقى دانست .
در ميان فلاسفه جديد اروپائى كانت را « پدر تعارضات عقل نظرى » ناميدهاند زيرا او نخستين كسى است كه مسئله تعارضات را به نحو جدى و بهعنوان يكى از مهمترين مسائل فلسفى و نه منطقى مطرح كرده است . نتيجهاى كه وى گرفته است اين است كه اين تعارضات وجودى و خارجى نيست بلكه در ذات عقل نهفته است و چون اين تعارضات ذاتى عقل است ، عقل قادر به حل آنها نيست . عقل قادر به ادراك ذات اشياء نيست بلكه آنچه براى عقل محض قابل حصول است همان ظواهر و يا به تعبير وى همان فنومنها و پديدارهاست . در بخش جدل استعلائى از كتاب نقد عقل محض ، كانت چهار تعارض را مطرح مىكند و هر تعارضى را به صورت دو قضيه متقابل كه يكى را وضع ( تز - نهاد ) و ديگرى را وضع مقابل ( آنتىتز - برابر نهاد ) مىنامد ، نشان مىدهد . آنگاه براى هريك از دو قضيه ، دلائلى را اقامه مىكند . مبناى استدلال كانت اين است كه هرگاه عقل مسائل مابعد طبيعى را مطرح مىكند و درصدد پاسخ دادن به آنها برمىآيد ، دچار تناقض مىشود .
چهار تعارض عقلى را كه كانت مطرح كرده است چنين است :
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 229
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٢٩