جالب اينكه سيد داماد در كتاب قبسات قول مشابهى را به شيخ الرئيس ابن سينا نسبت داده است ، ميرداماد پس از بيان اينكه مسئلهء حدوث زمانى عالم از مسائل عويصهاى است كه علما و حكما از صدر زمان تا ساق زمن از حل آن عاجز ماندهاند ، مىگويد شريك ما در رياست شيخ و رئيس فلاسفهء اسلام در كتاب طوبيقا يعنى فن جدل از فنون منطق كتاب شفا اذعان كرده است كه هردو طرف مسأله جدلى و غير برهانى است چون حجت و برهان براى اثبات هيچيك از دو طرف وجود ندارد ؛ در نتيجه ابن سينا اين مسأله را كه عالم حادث است يا قديم از مسائل جدلى الطرفين شمرده است .
البتّه خود مير داماد اين امر را كه مسئله حدوث و قدم عالم از مسائل جدلى باشد قبول ندارد و نزد وى از مسائل برهانى است و عمده كتاب قبسات را به ردّ جدلى الطرفين بودن مسأله اختصاص داده و اثبات كرده است كه تنها راهحلّ مسأله قول به حدوث دهرى عالم است .
امّا نكتهاى كه بايد در اينجا متذكر شد اين است كه تعارضات كانت از قبيل تعارضات لفظى و منطقى نيست ، بلكه نوعى ديگر از تعارض است كه بهتر است آن را تعارض فلسفى بناميم . تعارض كانت از اين جهت تعارض منطقى نيست كه در يك تعارض منطقى از يك يا چند قضيه واحد مىتوان نتايج متناقضى را اخذ كرد ، امّا در تعارضات كانت از يك سلسله مقدمات ، مثلا حدوث عالم را ، و از يك سلسله مقدمات ديگر قدم آن را نتيجه مىگيريم . پس حدوث و قدم عالم از دو سلسله مقدمات مختلف استنتاج شده است و در نتيجه تعارضى وجود ندارد و بهتر است آنها را شبه تعارض بناميم .
بعد از آنكه معناى تعارض را دانستيم بهتر است معناى مجموعه را نيز اجمالا تعريف كنيم . در دنياى خارج موجودات بيشمارى را
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٣١