تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
در ضمن بايد بگوئيم كه در فلسفه اسلامى هم گاهى اين تعارضات مطرح شده و شكل فلسفى به خود گرفته است ، حاجى سبزوارى در شرح منظومه از معتزله نقل كرده است كه مىگويند : طبق قاعده كلى المعدوم المطلق لا يخبر عنه ، از معدوم مطلق نمىتوان خبر داد يعنى معدوم مطلق را نمىتوان موضوع حكمى قرار داد . در همين قضيه از معدوم مطلق خبر داده و آن را موضوع حكمى قرار داده‌ايد ، يا به تعبير ديگر حكم كرده‌ايد كه معدوم مطلق ثبوت دارد . براى دفع اين تناقض ، معتزله قائل به نظريه ثبوت كه آن را اعمّ از وجود مىدانند شده‌اند . حالا كه صحبت از تعارضات و تناقضات شد ، بد نيست به يكى از آنها كه در تاريخ فلسفه سخت مشهود و به معماى زنون معروف است ، اشاره‌اى كنيم . زنون ايليائى از شاگردان پارمنيدس ، براى نقض و ابطال مسألهء صيرورت در عالم و لا يتغير بودن وجود ، چند برهان بر عليه حركت اقامه كرده است كه آنها را مىتوان بدين‌گونه خلاصه كرد . الف - برهان ميدان مسابقه : در يك ميدان مسابقه براى آن‌كه دونده‌اى از نقطه
A
به نقطه‌اى ديگر يعنى
B
حركت كند ، نخست بايد نصف آن را طى كند و براى پيمودن نصف اين فاصله ، بايد نيمى از آن را بپمايد و براى پيمودن آن نيم ، بايد نيم آن نيم را پيموده باشد و بطور كلى براى رسيدن به مقصد بايد فاصله
AB / 2 n ( n 1 , 2 , 30000 )
را طى كند و چون پيمودن بىنهايت فاصله‌ها در زمان متناهى ممكن نيست ، پس رفتن از نقطه
A
به نقطه
B
، ممتنع است .