تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
يكديگر دو مثال مىآورد كه فقط يكى از آن دو در سنت اسلامى رائج گشته و ديگرى مسكوت مانده است . دو مثالى كه ارسطو براى روشن كردن علل اربعه مىآورد يكى از دنياى هنر به معنى عام كلمه و ديگرى از جهان طبيعت است . مثالى كه ارسطو از دنياى هنر اخذ نموده همان مثالى است كه با كمى تغيير در فلسفه اسلامى رائج گشته است . ارسطو براى اين منظور مجسّمه و مجسّمه‌ساز را مثل مىزند به اين صورت كه مجسّمه‌اى كه از فلزى بدست هنرمندى ساخته‌شده باشد به طور مشهود داراى مادّه ، صورت ، سازنده و هدف مىباشد : در اين مثال موادّ فلزى كه در آن مجسمه به كار رفته علّت مادّى و آن شكلى كه آن مواّد به دست هنرمند به خود گرفته علّت صورى ، و هنرمند علّت فاعلى و هدفى را كه مجسمه‌ساز از عمل و در عمل خود تعقيب مىكند و محرك وى در اين عمل هنرى بوده ، علّت غائى محسوب مىشوند . چون مجسمه و مجسمه‌سازى در اسلام از نظر فقاهتى خالى از اشكال نبوده فلاسفهء اسلامى اكثرا براى تبيين علل اربعه كرسى و كرسىساز ( نجّار ) را مثال مىزنند و علّت مادّى كرسى را مثلا چوب ، علت صورى آن را شكلى كه نجّار به آن چوب داده و علّت فاعلى آن را نجّار و علّت غائى آن را فوايد و ثمراتى كه مىتوان از اين كرسى برد ذكر مىكنند : دو علّت مادّى و صورى به علّتهاى درونى و در دو علت ديگر يعنى علّت فاعلى و علّت غائى به‌عنوان علّتهاى خارجى ، موسوم است . در مثال مذكور فقط دو علت درونى ( مادّى و صورى ) بهم پيوسته يكى بدون ديگرى - با حفظ تماميّت وجود كرسى به‌عنوان كرسى - نمىتواند تحقق پذيرد ، مادّهء كرسى ( فلز ، چوب و غيره ) بدون صورت كرسى و صورت كرسى بدون مادّه‌اى چون چوب ، فلز و غيره نمىتواند وجود خارجى بيابد . ولى در اين مثال علل خارجى يعنى
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 208 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى