و با بىاعتنائى آنان بىاهميت معرفى شود . بههرحال ، اگر پيشتازان تعليم و تربيت و مديريتهاى اجتماعى بخواهند ، انسانهائى را در جامعه بپرورانند كه از اختيار عالى ( نه از نوسان ميان گرمى يك دانه كشمش و سردى يك دانه غوره ) برخوردار باشند ، حتما بايد در تقويت شخصيت افراد گامهاى مؤثرى بردارند ، كه هرگونه عوامل لذت حيوانى و خودخواهىها نتواند بهعنوان انگيزهء فكر و عمل ، آنان را به هيجان و احساسات زودگذر دچار نموده و سرنوشت حيات آنان را به دست عوامل متضاد محيط و اجتماع و وراثت و تخيلات و تحريكات غريزى محض بسپارد . هر اندازه كه شخصيت انسانى قدرت بيشترى پيدا كند ، بدون ترديد مقاومت او را در برابر عوامل تحريككننده افزايش مىدهد . اين مطلب كه گفته شد ، بهعنوان يك اصل مسلم قابل پذيرش است . آنچه بايد مورد توجه شديد قرار بگيرد ، دو مسأله است كه براى تقويت شخصيت ، ضرورت دارد :
الف - طرق تقويت شخصيت چيست ؟ ب - مختصات و آثار يك شخصيت رشد يافته و قوى كه از پديدهء اختيار برخوردار باشد كدام است ؟
طرق تقويت شخصيت
1 - هر آنچه بهعنوان حقيقت تلقى مىشود ، بايد طورى آن را جدى در نظر گرفت كه گوئى عنصر اساسى و حياتى شخصيت است ، مانند تنفس از هوا كه عامل بقاى حيات طبيعى انسانى است . زيرا شخصيت انسانى بدان جهت كه هويت خود را بر مبناى حقيقت مىداند و هيچ انسانى نيست كه شخصيت خود را بر خلاف حقيقت استوار بسازد . شخصيت از هر بعدى كه در نظر بگيريم ، چه بعد بيولوژى باشد ، چه فيزيولوژى و چه روانى بر مبناى واقعيات به وجود آمده است .