تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
با فكر و ترّوى فعل را انجام نمىداد و يا ترك نمىكرد و هرگز اجتماعى را كه داراى شؤون مختلفهء امر و نهى و پاداش و تربيت و ساير توابع است ، برپا نمىكرد . زيرا هرچه شدنى است ، شدنى است و هرچه نشدنى است ، نشدنى است و ديگر چيزىكه فعلا نيست و ممكن است بشود ، نيست و فعلى كه اكنون انجام نيافته و مىتوانيم انجام دهيم ، نداريم » . از استدلال مرحوم علامه و همچنين در دو مورد از پاورقىها ( ص 15 و 153 ) چنين برمىآيد كه عامل عمدهء اختيار همان مرحلهء سنجش و مقايسه و محاسبه و تأمل است و چند مسأله مهمى كه در اين مبحث مىتوان در نظر گرفت ، بدين قرار است : مسألهء يكم - آيا ضرورت موجود در قانون « عليت » در هردو قلمرو برون ذاتى و درون ذاتى ، يكى است ؟ مسألهء دوم - آيا وجود مرحلهء « سنجش و مقايسه و محاسبه و تأمل » براى اثبات اختيار مىتواند دليل صحيحى بوده باشد ؟ مسألهء سوم - عامل شخصيت و ضعف و قوت آن ، چه مقدار مىتواند در ابتدائى بودن و عالى بودن اختيار دخالت داشته باشد ؟ مسألهء چهارم - آيا مىتوان از آثار و خواص رشد شخصيت مانند احساس برين تكليف و ندامت و شرم ، اختيار را اثبات نمود ؟ مسألهء يكم - آيا رابطهء موجود در قانون « عليت » در هردو قلمرو برون ذاتى و درون ذاتى يكى است ؟ مقصود از سؤال فوق اين نيست كه ممكن است ضرورتى كه قانون « عليت » در پديده‌ها و فعاليت‌هاى درون ذاتى دارد با ضرورتى كه در موجودات و روابط جهان برون ذات دارد ، از نظر ماهيت يا كيفيت متفاوت بوده باشد ، زيرا ضرورت در مقابل امكان « به‌معناى خاص