معلمان و مربيان با بيان ارزش و قدرت شخصيت ، در هموار ساختن مسير وصول انسانها به كمال ممكن ، مؤثرترين گام را در چشاندن طعم آزادى و اختيار به انسانها برداشتهاند ، تا آنجا كه كار و انديشه و گفتار و هدفگيريهاى آنان مستند به شخصيت كمال انديش و جمالگراى خويشتن بوده باشد نه به يك دانه كشمشى كه گرمش كند و به يك دانه غورهاى كه سردش نمايد .
اگر معناى انتظار چنين ترقى و تعالى را از صاحبنظران با اخلاص جامعهء بشرى بپرسيد ، حتما به شما پاسخ خواهند داد كه معناى اين انتظار عبارتست از انتظار به پايان رسيدن زندگى ماقبل تاريخ انسانها با رگهء باريكى از تلاشگران كمال و آغاز تاريخ حيات حقيقى آنان .
مرحوم علامهء طباطبائى در مجلد سوم اصول فلسفه و روش رئاليسم مقالهء هشتم و نهم را به ترتيب به مباحث « ضرورت و امكان » و « علت و معلول » اختصاص دادهاند . در اين دو مقاله مطالب بسيار مفيد و با اهميتى را مطرح نمودهاند . در مقالهء « ضرورت و امكان » از ص 136 از نكتهء 2 مقدمهاى براى توصيف اختيار و اثبات آن ، با نظريه قانون « عليت » كه مانند آب در همهء شاخهها و برگها و ريشه و ساقه و ميوههاى درخت بزرگ معارف بشرى نفوذ دارد ، متذكر شدهاند .
لازم به نظر مىرسد كه نخست ما به عبارات ايشان در اين مقدمه توجهى دقيق داشته باشيم ، سپس به تفسير و تحقيق اصل مسأله بپردازيم . مرحوم علامه در مأخذ فوق چنين مىگويد :
« دو نظريهء گذشته ( هر پديدهء معلولى تا ضرورت نداشته باشد ، موجود نمىشود - اين ضرورت را علت به وى مىدهد ) اين نتيجه را مىدهد كه : هر معلول نسبت به علت ضرورت بالقياس دارد . يعنى اگر معلولى را با علت خودش بسنجيم ، نسبت ضرورت را خواهد داشت و
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٨٠