تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
از رذيلت بازشناسد و به خوب و صلاح و فضيلت امر كند . اين ادراك ، ادراك عملى يا وهمى و به نظر آقاى طباطبائى اعتبارى است . اصلا وقتى جوهرچيزى ادراك باشد چگونه آن را علم و معلوم ندانيم . به اين ترتيب معلوم مىشود كه چرا آقاى طباطبائى بحث كهن حسن و قبح را تجديد نكرده‌اند . ايشان حسن و قبح را شناختنى مىدانستند و سعى كردند نحوه و نوع شناسائى آن را مورد تحقيق قرار دهند . چنان كه گفته شد ظاهر بيان و تعبيرات علامه طباطبائى در فصل ادراكات اعتبارى مانوس اهل فلسفه نيست و به زبان فنى فلسفه نوشته نشده است امّا ناآشنايان به فلسفهء دورهء اسلامى هم مقاصد نويسنده را چنان كه بايد در نمىيابند و اى بسا مىپندارند كه ايشان حرفهاى بعض ايدئولوگهاى متجدّد را بيان مىكنند ولى از بيان و تعبير كه صرفنظر كنيم چيزهائى در نوشتهء آقاى طباطبائى ناگفته و نانوشته مانده است . اگر از ايشان بپذيريم كه بشر سود خود را مىخواهد و براى سود خود ، سود جامعه و براى سود جامعه عدالت را مىخواهد ، اين پرسش پيش مىآيد كه مگر سود و جامعه و عدالت امور اعتبارى نيست ؟ بشر از كجا مىداند كه سود او در چيست ( سودى كه با نظام جامعه و با عدالت مطابقت دارد ) و چگونه سود را اعتبار مىكند به عبارت ديگر ميزان سود و زيان و منشاء آن چيست ؟ آنكه در بند سود و زيان است نمىتواند ميزانى براى تشخيص سود و زيان وضع كند و تشخيص او بر طبق عدالت باشد و جامعه به آن قوام يابد . شايد آقاى طباطبائى وقتى از سود و زيان مىگويند بشر را در فطرت سالم منظور كرده‌اند و سود و زيانى كه مىگويند سود و زيانى است كه به حقيقت بشر مىرسد و به عبارت ديگر مرادشان قرب به مبدء و بعد از آن است و سود انسان عبارتست از رسيدن او به مقام لايق ذات و مرتبهء قرب حق . سير كردن
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 164 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى