چون اشرف مخلوقات است بالذات خدمت هيچ موجودى نمىكند و اگر مخلوقات ديگر را خدمت كند محض مصالح و منافع خود است « 5 » . و همين مطلب است كه آقاى طباطبائى آن را به صورت ديگر گفتهاند ولى مقصودشان يكى است .
مع ذلك وقتى آقاى طباطبائى در بيان اصل استخدام عنوان مىكنند كه انسان پيوسته سود خود را مىخواهد ( اعتبار استخدام ) و براى سود خود سود همه را مىخواهد ( اعتبار اجتماع ) و براى سود همه عدل اجتماعى را مىخواهد ( اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم ) « 6 » ، بايد مقصود نويسنده را توضيح داد . اگر به ظاهر حكم كنيم مىتوانيم بگوئيم كه نويسندهء اين معانى اوتيليتاريست ، يعنى قائل به مذهب اصالت نفع است و سودپرستى را بر همه چيز حاكم مىداند .
آيا منفعت طلبى لازم ذات بشر يا لااقل لازم وجود اوست ؟ و آيا حضرت علامه طباطبائى انسان را موجود منفعت طلب مىدانستهاند ؟
كسى ممكن است بگويد كه اجتهاد در مقابل نص نبايد كرد و وقتى خود آقاى طباطبائى مىنويسند : « انسان پيوسته سود خود را مىخواهد . . . » چگونه بگوئيم كه ايشان بشر را منفعت طلب نمىدانستهاند . مقصود آقاى طباطبائى از سودطلبى تأمين « بقاى وجود و خواستهاى غريزى خود » « 7 » است . و به اين جهت بعد از بيان اين جمله كه انسان پيوسته سود خود را مىخواهد نتيجه نمىگيرند كه پس جنگ و نزاع يك امر طبيعى است بلكه بلافاصله به دنبال آن مىگويند : « . . . براى سود خود ، سود همه را مىخواهد و براى سود همه عدل اجتماعى را مىخواهد . » در فاصله بيان اجزاء اين عبارت
هامش
( 5 ) - رجوع شود به كتاب اخلاق جلالى ، ( لكنهو ، نوامبر 1889 - ربيع الاول 1307 ) ، ص 229 - 230
( 6 ) - اصول فلسفه ، جلد دوم ، ص 199 .
( 7 ) - بررسيهاى اسلامى ، ص 201 .