تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
نكتهء ديگر اين است كه آقاى طباطبائى در مطالبى كه براى عموم نوشته‌اند زبان فنّى فلسفه را كنار گذاشته‌اند و سعى كرده‌اند كه آراء خود را به زبانى مناسب با فهم و ادراك همگانى بگويند و بنويسند . نبايد منكر شد كه ساده‌نويسى هنر است . امّا غالبا وقتى يك مطلب فلسفى را به زبان غير فلسفى مىنويسند ، چون مضمون آن از حدود فهم همگان برتر است به درد ايشان نمىخورد . اهل فن هم به دشوارى مىتوانند آن را به زبان فنى برگردانند و در مقام مناسب خود قرار دهند . ولى علامه طباطبائى ظاهرا در اين مورد منظور خاصى داشتند و آن اين كه مخاطبشان نويسندگان و مترجمانى بودند كه فلسفهء اروپائى را به زبان غير فنى ترجمه مىكردند و مىنوشتند و در ميان مردم و مخصوصا جوانان ، تبليغ و منتشر مىكردند . در اين صورت كسى كه مىخواست با اين تبليغات معارضه كند چگونه مىتوانست به زبان فنى بنويسد . پس آقاى طباطبائى اصول فلسفه ، و من جمله مقالهء ادراكات اعتبارى ، را تا آنجا كه ميسّر بود در عبارات ساده و غير فنى و نه‌چندان دقيق و بليغ و فصيح نوشتند و گرچه آن در ابتدا مورد توجه متجدّدان قرار نگرفت ، و در بين ايشان كمتر و منشأ چون و چراى جدّى در ايدئولوژىها شد ، ولى تا حدودى مايهء اطمينان خاطر و قوّت قلب اهل دين و كسانى كه نگران بسط افكار و آراء الحادى و مادى بودند ، شد . در واقع علامه طباطبائى با نوشتن رسالهء روش رئاليسم مستقيما به مقابله با ايدئولوژىهائى كه در سالهاى دههء 20 منتشر مىشد ، برنخاستند بلكه مبناى اين مقابله را براى سالهاى بعد گذاشتند ؛ پس تعجب ندارد كه مطالب را به اجمال بيان كرده باشد . ظاهرا در اين مجمل‌نويسى به اسوه‌اى از ميان استادان سلف نيز نظر داشته‌اند . همهء اهل فلسفه به يكى از بزرگان سلف‌نظر داشته‌اند و دارند . مردى مثل آقاى طباطبائى