تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
مأمور از آن سركشى كرده ، بلكه از آن جهت است كه مخاطب تعهد و التزام خود را به قاعدهء وجوب شكر منعم و يا رفع نياز نيازمندان نقض كرده است و به خبرى كه به وى داده شده ترتيب اثر نداده است . اما اين‌كه چرا عمل به تعهد لازم و نقض آن موجب سرزنش و كيفر است ؟ معمولا براى اين است كه اگر به تعهد « 1 » عمل نشود ، شيرازهء اجتماع - اجتماع به‌معناى عام كلمه - از هم گسيخته مىشود و به دنبال آن ، زندگى بشر آسيب مىبيند يعنى دچار درد و رنج مىشود . البته كسانى هم هستند كه از سطح افراد عادى و محاسبه‌گر فراتر رفته‌اند و از روى كرامت نفس و فراتر از التفات به عواقب نقض تكليف به تعهد و التزام خويش عمل مىكنند و نقض آن را نقض شخصيت انسانى خويش مىدانند . وجوب شكر منعم هم كه به آن اشاره شده ، مصداقى است از مصاديق وجوب مراعات عدل ؛ و عدل وضع شئ است در موضع مناسبش و در امور حقوقى و اجتماعى رساندن حق به حقدار است و پيداست كه اگر حق به حقدار نرسد ، همان هرج و مرج اجتماعى و به دنبال آن درد و رنج فرد ، پديد خواهد آمد و از آنجا كه بشر به اقتضاى سرشت و فطرت از درد و رنج و از هرچه موجب درد و رنج باشد گريزان و به لذت و آنچه مايه لذت « 2 » باشد ، گرايان و متمايل است ، به كارهائى مىپردازد كه او را به لذت نائل و از درد و رنج دور سازد . لذت بردن به‌معناى عام كلمه كه شامل لذت جسمانى و روحانى و
هامش
( 1 ) تعهدى كه ميان انسان و وجدان خودش برقرار مىشود - مانند تعهد بر ترك اعتياد ، به سحرخيزى ، نياز ردن ديگران و . . . اگر نقض شود ، هرج و مرج فكرى در فرد بوجود مىآيد كه آن هم مانند هرج و مرج اجتماعى ، موجب درد و رنج است . ( 2 ) بعضى از روانشناسان ريشهء همهء اميال و خواسته‌هاى بشر را حب بقاء مىدانند .