تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
احترام و تواضع كنيم و به خبرى كه مىدهد جامهء عمل بپوشانيم . پيداست كه امر و نهى الهى ، همواره براى مصلحت خود انسان است و بنابراين شخص فرمانبردار دو فايده مىبرد : يكى تحصيل مصلحت و منفعتى كه در مدلول امر و نهى است و ديگرى پاداش دادن به احسان و انعام منعم حقيقى ، شخص نافرمان هم از دو جهت مستوجب سرزنش و مجازات است : يكى به جهت از دست دادن مصلحت و ديگرى به جهت نقض التزام به اداى شكر منعم . اما اوامر و نواهى و يا در واقع ، اخبار كسانى كه هيچ‌گونه حق نعمت و احسانى بر شخص مأمور ندارند ، مانند سائلان و مردم عادى ، تنها از آن جهت عمل به آنها لازم است كه هر فردى از افراد اجتماع هر چند با التزام و تعهد وجدانى ، به‌گونه‌اى ملتزم و متعهد شده است كه در حد مقدور ، نياز نيازمندان را بر طرف سازد و تخلف از اين قبيل اوامر و نواهى ( - اخبار ) در واقع نقض اين تعهد و التزام است . البته پيداست كه عمل به قاعدهء اول ، يعنى وجوب شكر منعم از عمل ، به دومى ، يعنى به تعهد و التزام اجتماعى ياد شده ، مهمتر است و اين هم روشن است كه هر قدر نعمت و احسان منعم بيشتر باشد پاداش آن هم بايد بيشتر و واجب‌تر باشد ، همچنين نياز نيازمند هر قدر شديدتر باشد ، تعهد رفع آن ، مهمتر و عمل به آن لازمتر است . بنابر آنچه گفته شد مىتوان پذيرفت كه همه « بايد » هاى دوم نيز از سنخ « بايد » اول يعنى از سنخ اخبار است نه از سنخ طلب و انشاء و هيأت طلب و انشائى هم كه در آنها ديده مىشود در حقيقت اخبارى است كه با متنّبه ساختن و آگاهانيدن مخاطب نسبت به تعهد و لوازم تعهدش همراه و توأم است . سرزنش و مجازاتى هم كه براى متخلف ملحوظ مىشود نه از آن جهت است كه طلب و انشائى وجود داشته و
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 119 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى