به فرزند خردسالش مىگويد در را باز كن ( - « بايد » در را باز كنى ) لفظ « بايد » همان معناى « لازم است » را دارد ، نهايت آنكه در اينجا ميان متكلم و مخاطب يك پيمان و قرارداد غير ملفوظ و غير مكتوبى در قالب سنت و حيات اجتماعى بسته شده است كه هركس به ديگرى احسانى كرده باشد ، آن ديگرى ملتزم و متعهد شده « 1 » است كه بهعنوان پاداش از او احترام و در برابر وى تواضع كند و از جمله مصاديق تواضع اين است كه به گفتهاش جامهء عمل بپوشاند و اگر نپوشاند تعهد خود را نقض كرده و كسى كه تعهد خود را نقض كند سزاوار مجازات است .
بر اين اساس كسى كه به فرزندش مىگويد : مهمان آمده در را باز كن ( - بايد در را باز كنى ) در واقع گفتهء وى به اين معنى است كه : براى اينكه مهمان پشت در نماند « لازم است در را باز كنى » زيرا بر مبناى سنت اجتماع من تعهد سپردهام كه از مهمان پذيرائى كنم و تو هم به مقتضاى پيوند پدر فرزندى و براى پاداش دادن به نعمتهاى من ، ملتزم و متعهد شدهاى كه هرگاه من چنين خبرى ، كه متضمن نوعى لزوم و ضرورت است ، بدهم به گفتهء من جامهء عمل بپوشانى و گرنه سزاوار سرزنش و مجازات خواهى بود .
اوامر و نواهى مولوى و الهى نيز بر همين منوال است ، يعنى وقتى خداوند كه منعم على الاطلاق است خبر مىدهد كه عمل به فلان كار يا خوددارى از آن لازم است ، قاعده وجوب شكر منعم ايجاب مىكند كه بهعنوان حقشناسى و حقگزارى و پاداش احسان ، در برابر وى
هامش
( 1 ) باز هم بايد يادآور شد كه اين تعهد سپردن همان عرف عادت عقلاء است كه به صورت ارتكازى در ذهن همهء اقوام و ملل مرتسم است و در عمل هم متبلور مىشود . نه اينكه واقعا چنين تعهدى به صورت كتبى و يا لفظى و يا حتى التفات صريح و روشن به همديگر سپرده باشند . تعهد بين انسان و خدا و بين انسان و وجدان خودش هم از همين سنخ است .