تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
كلام شيخ گذشت - بنابراين ، هردو حيثيّت ، نزد علّت حاضرند و با توجّه به اين معنا ، حضور علّت براى يكى از دو معلول با حيثيّت ويژهء آن معلول - به مقتضاى تجرّد و عدم حجاب - مستلزم حضور حيثيّت ديگر است چنان كه مطلب ظاهر و روشن است . پس علم يكى از معلول به علتّشان مستلزم علمش به معلول ديگر كه همرديف و مكافى آن است مىباشد .

فصل ششم

در علم حصولى قبلا دانسته شد كه قسمى از علم عبارت است از صورت و ماهيّت معلوم كه نزد عالم حاصل مىشود ؛ و عين وجود خارجى نزد عالم حاصل نمىگردد ؛ و گفتيم وجود اين قسم از علم بالضرورة معلوم است . و مراد ما از اينكه صورت معلوم حاصل مىشود نه وجود خارجى آن ، اين است كه موجود خارجى كه آثار مطلوبه در ظرف وجود خارج بر آن مترتّب است ، حصولى نزد عالم مىيابد كه آن آثار بر آن مترتّب نيست ، يعنى باوجود ذهنى تحقّق مىيابد كه در مبحث وجود ذهنى روشن شده است . و آن امرى كه گاهى باوجود خارجى موجود مىشود و آثارش بر آن مترتّب است و گاهى باوجود ذهنى موجود مىشود و آثارش بر آن مترتّب نيست ، همان ماهيّت است كه در جواب ما هو ، حمل مىشود ، و ماهيّت غير از وجود است ، ولى به تبع و طفيل وجود ، نوعى تحقّق و موجوديّت براى آن پديد مىآيد . توضيح مطلب به اين تقرير است كه صور علميّه خصوصا صور كلّيه