الهى و روح بر او نازل شوند و همه امورات را به محضرش برسانند .
چنين شخصيتى بايد از شايستگىهاى لازم برخوردار باشد تا خدا او را برگزيند .
بسيار دور از حقيقت است اگر گمان كنيم خلافت ، مقامى اعتبارى و ظاهرى است كه وقت محدودى دارد و با شروع آن وقت ، زمان خلافت شروع ، و با پايان آن دورهاش به سر مىآيد و نياز به هيچ صلاحيّت و اهليّتى ندارد .
اگر خداوند كسى را شايستهء خلافت دانست و او را برگزيد ، اگر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در شخصى چنين شايستگى را احراز كرد كه به طور مطلق او را خليفه خود دانست و با فرمان « اخْلُفْني في قَوْمي » « 1 » آن را به همگان فهماند ، بايد بفهميم كه چنين انسانى داراى تمامى شرايط خليفه پيامبر بوده است ؛ زيرا خداوند نااهل را به جاى پيامبرش قرار نمىدهد .
اين به آن معنا است كه آن حضرت داراى علم الهى ، عصمت الهى ، قدرت الهى و . . . است كه مىتواند خلأ فقدان پيامبر را پر كند .
وقتى خدا و رسول او كسى را در تمامى شئون پيامبر به جاى او
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف : آيهء 142 .