نخست . منزلتها و مقامهايى كه براى جناب هارون بيان كرديم متعدّد بود و از هر كدام آنها به خوبى خلافت و جانشينى امير مؤمنان على عليه السلام استفاده مىشد ؛ مانند مقام شركت در امر اصلاح مردم و يا عصمت و . . . و هيچ گاه آن مقامها و منزلتها محدود به زمان خاصّى نبوده است .
دوم . پيشتر گفتيم كه مقام خلافت ، مقامى روحانى و معنوى است . وقتى مىگوييم : فلان شخص خليفه است ؛ يعنى او به درجهاى از صلاحيّت و شايستگى رسيده كه اهليّت احراز آن مقام را كسب كرده است . خلافت پيامبر در واقع خلافت خدا است ، جانشينى مقام الهى ، نياز به داشتن اهليّت و شايستگى در شخص خليفه دارد .
خليفه پيامبر بايد از نظر علمى همپاى او باشد تا بتواند به جاى او بر كرسى تعليم مردم بنشيند . بايد عالم به بطون و تأويل قرآن باشد تا قرآن را همچون پيامبر براى مردم بيان كند و از اسرار و معارف آن پرده بردارد .
كوتاه سخن اين كه خليفه پيامبر كسى است كه به جاى پيامبر واسطه بين مخلوقات و آفريدگارشان است ؛ زيرا گرچه با رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه وآله نبوّت به پايان مىرسد ؛ امّا ارتباط با آسمان هيچ گاه قطع نخواهد شد . بايد كسى باشد تا هر سال و در شب قدر ، فرشتگان
نگاهى به حديث منزلت (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٠٧