بلكه سخن از منزلتها و مقامهاست ، نه آن چه در خارج روى داده است . هارون داراى مقام خلافت حضرت موسى عليه السلام بود و اين مقام حتّى در زمان حضور حضرت موسى عليه السلام در ميان بنى اسرائيل براى او محفوظ بود .
حديث منزلت از ديدگاه ابن تيميّه
ابن تيميّه نيز چنين اشكالى را به اين حديث دارد . از اين رو به بررسى نظريه وى مىپردازيم .
با مراجعه به كتاب منهاج السنّه ابن تيميّه خواهيم ديد جاى جاى اين كتاب از بغض و دشمنى به امير مؤمنان على عليه السلام و عيبجويى و طعنه بر ايشان مملو است . وى در فرازى از كتابش چنين مىنويسد :
هر گاه پيامبر به سفرى مىرفت - به جنگ ، يا عمره و يا حج - يكى از اصحابش را در مدينه به جاى خود قرار مىداد ، تا آن جا كه نوشتهاند در يكى از سفرها ، ابن امّ مكتوم را جانشين خود در مدينه قرار داد . هيچ كس اين جانشينى ابن امّ مكتوم را شأن و رتبهاى براى او نمىشمارد .
آن گاه ابن تيميّه به حديث منزلت اشاره مىكند و مىگويد :
هنگامى كه جنگ تبوك ( آخرين جنگ پيامبر ) آغاز شد ، پيامبر به هيچ كس اجازه سرپيچى و تخلّف از سپاه را نداد . مردم در هيچ جنگى به مانند اين جنگ با پيامبر همراه نشدند . فقط زنان ، كودكان ، آنهايى كه