پيشنهاد ، مشورت دادن و اشاره به آن چه كه مصلحت به نظر مىرسد با عبارت لطيفى جايز باشد .
البتّه نظير اين اعتراض ، اعتراض عمر به پيامبر صلى اللَّه عليه وآله است [ ! ] كه به آن حضرت گفت : به مردم مژده و بشارت نده كه بر اين مژده تو تكيه كنند و دلخوش شوند [ ! ] نظير اين اعتراضها در تاريخ زياد و مشهور است . « 1 » همان گونه كه ملاحظه مىكنيد ، اين توجيه از توجيه ابن حجر عسقلانى سبكتر و بىارزشتر است ، و پاسخ آن از آن چه كه در توجيه پيشين ذكر كرديم ظاهر مىشود . عجيب اين كه نَوَوى در توجيه كار عايشه به عمل عمر و مخالفت او با رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در مواردى بسيار استشهاد كرده است [ ! ]
ما پيشتر گفتيم توجيهاتى كه با تكلّف و زحمت در بيان وجه مناسبت ( گفته پيامبر دربارهء عايشه ) ذكر كردهاند ، كامل و تمام نيست .
اين مطلب را عملكرد بعضى از اهل تسنّن تأكيد مىكند كه افرادى همچون : ابن عربى مالكى براى رهايى از آن ، به تحريفِ حديث متوسّل مىشوند تا اين مناسبت تحقّق يابد ؛ زيرا با تحريف او اين مناسبت به
هامش
( 1 ) . المنهاج ، شرح صحيح مسلم : 4 / 118 .